خوردند . اين رويداد باعث شد كه دولتهاى يونانى خاورى در آسياى صغير ، همهجا عليه تسلط پارسيان بهپا خيزند .
پيروزى يونانيان در سالامين ، پلاتئى و ميكال پارسيان را وادار كرد تا از تصرف يونان چشم پوشند . هماكنون اسپارت و آتن عمليات جنگى را به سرزمين دشمن كشاندند و تا پيش از سال 449 ق . م . بين ايران و يونان حالت جنگ وجود داشت ، در اين هنگام ميان آنها پيمان صلح برقرار شد .
دولت هخامنشى پس از خشايار شاه
به سال 465 ق . م . خشايار شاه و پسر بزرگش به نام دارا در اثر توطئهاى كشته شدند . اردشير اول پسر خشايار شاه كه يونانيان او را « اردشير درازدست » نام مىبردند ، به تخت سلطنت نشست ديرى نپائيد كه ساتراپ باختر ويشتاسب عليه شاه پارس قيام كرد كه بيدرنگ سركوب شد ، اردشير يكم كه از شورش درباريان هراس داشت ، فرمان داد همه برادرانش را نابود كنند .
در 460 ق . م . مصريان زير رهبرى اينار عليه پارسيان قيام كردند و دلتاى نيل را به تصرف درآوردند ، درعينحال مركز ساتراپ يعنى ممفيس و مصر عليا در دست پارسها باقى ماند . آتنىها كه در پايان قرن ششم بازارهاى كنارههاى شمالى درياى سياه را از دست داده بودند ، ناوهاى خود را به كمك قيامكنندگان مصرى فرستادند ، اينها اميدوار بودند كه بهعوض بازارهاى نامبرده از مصر غله و گندم بهدست خواهند آورد . در نبردى كه نزديك پاپرميس درگرفت ، پارسيان شكست خوردند و فرمانرواى ساتراپ مصر يعنى هخامنش ضمن نبرد كشته شد . قيامكنندگان بهعنوان ريشخند جسدش را نزد اردشير كه برادرزاده هخامنش بود ، فرستادند . ناوگان آتنى از راه نيل بهسوى ممفيس ، كه ارتش پارس در آنجا تمركز يافته بود ، تاختند ، ناوگان پارسى كه عمليات آنها را ساتراپ سوريه به نام مگابيز مىگرداند بر ناوگان آتنى چيره شدند ، پس از آن مگابيز به سوريه بازگشت و آرشام بهعنوان فرمانرواى ساتراپ مصر برگزيده شد ، نامبرده نيروى مهمى را گرد آورد و در دلتاى نيل شورشيان مصرى را شكست داد . پارسيان از راه تطميع ، اسپارتىها را عليه آتنىها برانگيختند و اين گونه اينان را از كمك به مصريها بازداشتند . اينار و رهبران ديگر قيام به سال 454 ق . م . به دست پارسيان اسير شدند ، آنها را به پارس فرستادند و سپس اعدام كردند .
پس از آن ساتراپ سوريه به نام مگابيز كه يكى از پارسيان نامدار بود ، عليه دولت