تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
مىآمد . در زمان صلح استانداران فقط شماره ناچيزى نيروى مسلح به‌منظور حفاظت در اختيار داشتند . اما نيروهاى لشكرى فقط در اختيار فرماندهان لشكرى بلندپايه بودند و اينها بدون تابعيت استانداران فقط از شاهنشاه فرمان مىبردند . اما پس از مرگ داريوش يكم اصول تفكيك وظايف فرماندهان لشكرى و رؤساى كشورى به‌گونهء جدى رعايت نشد . در سدهء پنجم ق . م . و بعد از آن چند ساتراپ زير فرمان فرماندهان نظامى قرار گرفتند . از سوى ديگر چند استاندار هم به انجام وظايف لشكرى در ساتراپ پرداختند و اين روند در سدهء چهارم ق . م . كاملا معمول گرديد . زمان فعاليت استانداران در ساتراپ نامحدود بود . در داخل بيشتر ساتراپ‌هاى بزرگ « كشورهائى » وجود داشتند كه در امور داخلىشان از خودمختارى برخوردار بودند . اين چگونگى به‌ويژه در ساتراپهاى دوردست رواج داشت ، در اينجاها مأموران پارسى كمتر در امور داخلى آنها مداخله مىكردند ، و براى اداره امور از كمك و پشتيبانى شاهزاده نشين‌هاى محلى و رهبران قبايل بهره مىبردند . در رابطه با اصلاحات نوين ، دستگاه مركزى بزرگى كه در رأس آن دبيرخانه سلطنتى وجود داشت سازمان داده شد . دستگاه ادارى مركزى در پايتخت ادارى دولت هخامنشى يعنى شوش قرار داشت . اما در بابل ، اكباتان ، ممفيس و برخى از شهرهاى ديگر هم دبيرخانهء بزرگ دولتى با پرسنل كافى از دبيران وجود داشت كه به‌كار نوشتن نامه - هاى رسمى مىپرداخت . استانداران و فرماندهان بلندپايه لشكرى تماس پيوسته و نزديكى با دستگاه ادارى مركزى دربار داشتند و دائما زير كنترل شاه و بلندپايگان نزديك او از طريق پليس مخفى و غيره بودند . بازرسى عالى و نظارت اعمال مأموران دولت به « هزارپاد » سپرده شد ، معناى تحت اللفظى اين واژه « فرمانده هزار نفر است » اين شخص درعين‌حال فرمانده گارد شاهنشاهى هم بود . دبيرخانه ساتراپ بايستى دقيقا از فرمانهائى كه از دبيرخانه شاه در شوش صادر مىشد ، نسخه‌بردارى كند و دستور اجراى آنها را بدهد . زير دست استاندار مأموران و دبيران بىشمارى ، ازجمله ، رئيس دبيرخانه ، رئيس خزانه كه ماليات دولتى را گرد مىآورد ، جارچيان كه احكام را ابلاغ مىكردند ، حسابداران ، قضات يا مأموران پيگرد بزهكاران ، دبيران و غيره ، انجام وظيفه مىكردند . از زمان كورش دوم به‌بعد دبيرانى كه در منطقهء باخترى دولت هخامنشى بودند ، نامه‌ها را با خط و زبان آرامى مىنوشتند ، بسيارى از مردم قبايل سامى آرامى با اين زبان سخن مىگفتند و اينها از زمانهاى ديرين در مناطق پهناور خاور نزديك زندگى مىكردند . دبيران آرامى با شيوه « الفبائى » خط مىنوشتند و زبان و خط آنها از مدت‌هاى پيش