تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
هراس شورشيان مىگرديد . به سال 520 ق . م . ايلاميها براى سومين بار عليه حكومت پارسيان به‌پا خاستند ، اما اين‌بار هم شكست خوردند . در سالهاى بعد داريوش لشكركشى عليه عشاير اسكيفو - ماساگت واقع در آسياى ميانه را آغاز كرد ، فرماندهى اين لشكريان را خودش به‌عهده داشت ، در اين عمليات رهبر آنها به نام اسكونخو را اسير كرد و ديگرى را به‌جاى او گماشت . پس از آن داريوش در حدود 518 ق . م . به انجام اصلاحات معروف ادارى و مالى كشور و گسترش متصرفاتش پرداخت . در بين سالهاى 512 - 518 ق . م . پارسها ، تراس و مقدونيه را گرفتند به اسكيف - هاى ساكن كنارهء درياى سياه تاختند اما نتيجه‌اى از اين حمله نگرفتند ، ضمنا قسمت شمال باخترى هندوستان را به تصرف درآوردند . اين گونه در پايان سده ششم ق . م . مرزهاى حكومت هخامنشى از رود سند در خاور تا درياى اژه در باختر ، و از قفقاز در شمال تا مصب رود نيل در جنوب گسترش يافت .

اصلاحات داريوش يكم و نظام اجتماعى - اقتصادى حكومت هخامنشيان

نظام‌هاى اجتماعى و اقتصادى قلمرو دولت‌هاى هخامنشى گوناگون بودند . در سرزمين‌هاى تابعهء اين دولت‌ها استانهاى آسياى صغير ، ايلام ، بابل ، سوريه ، فنيقيه و مصر قرار داشتند كه سالها پيش از پيدايش امپراطورى پارس داراى سازمان‌هاى حكومتى پيشرفته‌اى بودند . به موازات اشغال اين كشورهاى از لحاظ اقتصادى پيشرفته ، پارسها سرزمين‌هاى برخى از ملل عقب‌افتاده از قبيل عشاير كوچ‌نشين عرب ، اسكيف‌ها و قبايل ديگر را كه در مرحلهء ازهم‌پاشيدگى نظام قبيله‌اى بودند ، تسخير كردند . بنابراين پارسها براى سازمان دادن يك سيستم مديريت ثابت در كشورهاى تابعه با دشوارىهاى بسيارى روبرو بودند . اما ضمن مقايسه با دولت‌هاى پيشين مصر ، آشور و بابل ، شاهنشاهان هخامنشى در سازمان دادن ادارهء كشورهاى تابعه ، به كاميابىهاى چشم‌گيرى دست يافتند ، تلاش اينان آن بود كه شرايط مساعدى براى پيشرفت اقتصادى كشورهاى زير فرمانشان فراهم آورند . كورش و كامبيز به روش‌هاى ادارهء داخلى كشورهاى بابل ، مصر ، آسياى صغير و ديگران دست نزدند ، و اجازه دادند با شيوه‌هاى پيشين خودشانرا اداره كنند ، و به عبارت ديگر نوعى خودمختارى به آنها دادند . اما قيامهاى سالهاى 521 - 522 ق . م . دولت هخامنشى را به ناپايدارى تهديد