تقسيم گرديده است . مهمترين آنها يسنا ( قربانى ، دعا ) ، يشتها ( نيايش و سرودهاى خدائى ) ، و نديداد ( قانون ضد ديوها ) است . در يسنا 17 گات از پيامبر زرتشت وارد است و قسمتهائى با زبانهاى بعدى به آن ملحق شده ( 7 بخش يسنا ) بخشهاى ديگر يسنا و بقيه مجموعه اوستا به « خرده اوستا » شهرت دارد . زبان اوستا شباهت به زبان ساكنان ايران باخترى آنزمان دارد ، اما بهويژه زبان گاتها ويژگيهاى زبان ايرانيان خاورى را داراست .
بنابر آنچه در گاتها آمده دعوت زرتشت در زادگاهش مورد پذيرش قرار نهگرفت ، بنابراين به كشورى كه ويشتاسب در آنجا فرمانروائى مىكرد ، گريخت ، نامبرده ، تعليمات او را پذيرفت . نام اين كشور در گاتها نيامده است . بعدها دودمان پيامبر را از ساكنان رى يا آذربايجان شناساندند . اما آنچه كه از خرده اوستا استنباط مىشود بايستى زادگاه زرتشت در شمال خاورى ايران و مناطق آسياى ميانه يا افغانستان بوده باشد . بنابر آنچه كه از يشتها استنباط مىشود ، كشور ويشتاسب بايستى در سرزمين سيستان باشد . بنابر رواياتى كه در زمان ساسانيان نقل شده زرتشت 258 سال پيش از هجوم اسكندر مقدونى به ايران ( تقريبا آغاز قرن ششم ق . م . ) مىزيسته ؛ اما تعيين اين زمان بر مبناى داستان هاى غير تاريخى انجام گرفته است و به موجب همين داستانها دودمان هخامنشيان فقط داراى يك يا دو پادشاه بوده است . بنابر آنچه كه از خود اوستا استنباط مىشود زندگى پيامبر را مىتوان بين سدههاى دهم / نهم تا آغاز سده ششم ق . م . دانست .
زرتشت آموزشهائى را تبليغ مىكرد كه گويا اهورا مزدا به او الهام بخشيده است .
دين ايرانى كه معتقد به وجود خداى بزرگ بود به مزدائيسم شهرت دارد . ويژگى اين دين بر بنياد دواليسم يعنى در برابر هم قرار دادن دو عامل خير و شر است ، اين دو عامل در عرصههاى روانى و اشياء مادى پديدههاى جهان ظاهر مىشوند ، بنابراين همه پديدهها اعم از روانى يا جسمى به اين يا آن عامل گرايش مىيابند . دائيو يا دئو رهبر اردوگاه شر است - اين همان خداى مورد ستايش آريائيها بود و همانگونه مورد ستايش هنديان و قسمتى از عشاير ايرانى قرار مىگرفت . گروههاى ديگر ايرانى خداى بزرگ را اهورا مىناميدند . اهوراى بزرگ كه داراى نيروى آسمانى و آگاه و تواناست لقب مزدا را داشت بنابراين اهورا مزدا ، عقل كل و تواناى حكيم بود .
بر بنيان پندار دواليستى و مزدائيسم زرتشت يك سيستم دينىاى را بنيان گذاشت كه بنابرآن جهان و زندگى پيوسته پيش مىروند و در حال تكاملند ، و نقش معنوى اين روند را پندارهاى دينى مزدائيسم ايفاء مىكند . اهورا مزدا خدايان آريائيها را رد مىكند ، و بهجاى آنها نمودهاى هستى و زندگى را جلوهگر مىسازد : پندار نيك ، راستى از
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 64
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٦٤