ادغام گروههاى نژادى مهاجران باستانى با مردم محلى ديرپا و پيچيده بود .
عشاير ايرانى در نخستين مراحل سكونتشان در سرزمين ايران ، مناطق معين و درههاى قابل سكونت را اشغال كردند ، يا در مراكزى كه با موقعيت سياسى فرمانروايان منطقه سازگار بودند ، جاى گزيدند ؛ در برخى از اين مناطق شايد مردم محلى را به خود جلب و در خود مستحيل كردند . اما در بعضى از مناطق ديگر ، مردم بومى تا مدتها ويژگى هاى نژادى خود را از دست ندادند و همانگونه نقش رهبرى سياسى را در دست داشتند .
ايرانىزبانان براى نخستين بار سازمانهاى حكومتىاى در برخى از نقاط از قبيل كيلزان ، آلابريا ، مانا و غيره پديد آوردند . اما در سدههاى نهم يا هشتم ، مردم ايرانىزبان در مناطق معين خود را به حكومتهاى بزرگ محلى ( ايلام ، مان ، اليپ و غيره ) مانند آشور و اورارت وابستند . ايرانىزبانانى كه با دولتهاى مقتدر متحد مىشدند نمايندهء مناطقى بودند كه اكثريت مردمشان ايرانىزبان بودند ( مثلا در سده هشتم ق . م . در منطقهاى كه ، دولت ماد تشكيل گرديد ) . بعدها زبان و فرهنگ اين گروه نقش مهمى را در تشكيل دولت ماد و هخامنشى ايفا كردند .
شكلگيرى اقوام ايرانى در آنزمان چنان بود كه قسمت عمدهء ساكنان مناطق بزرگ از نوادگان مردم بومى بودند ( حتى ويژگيهاى خود را از لحاظ انسانشناسى حفظ كردند ) ، اما اينان فرهنگ و اقتصاد قوم مهاجر را پذيرا شدند ؛ در نتيجه تماس با سازمانها و حكومتهاى محلى ، پيشرفت اجتماعى عشاير ايرانى به تندى گرائيد . اما با پديد آمدن جامعهء نوين نژادى - زبانى كه با دگرگونى نهادى بسيارى از ويژگيهاى نژادى همراه بود ، ساكنان ايران بر پايهء نهادهاى فرهنگى عشاير مهاجر ايرانىزبان پيشرفت كردند . اين ويژگيها طبعا از آن اقوام پارس ، ماد و موقعيتهاى اجتماعى - سياسى آنها و اقوام ايرانىزبان ديگر بود ، ضوابط حقوقى ، فرهنگى ، مذهبى و غيرهء اين اقوام كاملا با نظام اجتماعىشان همآهنگى داشت و اين ويژگيها حتى در ميان اقوام هند و آريا ، و وابستگان به نژاد هند و اروپائى از قبيل يونان باستان ، روم ، اسلاو نفوذ كرد .
اوستا و زرتشتىگرى نخستين
منبع اصلى بررسى وضع ايران باستان اوستاست . اين اثر مجموعهاى از عبارات مقدس دين زرتشتى است ، اين دين تا اوايل قرون وسطى در ايران ، افغانستان ، آسياى ميانه رواج داشت . هنگام تسلط اسلام گروههائى از زرتشتيان در هندوستان مسكن گزيدند ، هماكنون آنها را پارسى مىگويند . آنچه از اوستاى باستانى حفظ شده به بخشهاى مهمى