تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
داشتند . گروه سوم را « واستريو - فشوئيات » مىناميدند ، در خرده اوستا اين واژه به معناى « كشاورز » است ( به فارسى ميانه واستريوشان نام دارد ) اما معنى قديمى آن تقريبا « كشاورز - دامدار » است . اين گروه همراه « جنگجويان » و « كاهنان » در سازمانهاى سنتى جامعه كار مىكردند ، در آغاز از لحاظ اقتصادى مستقل بودند . پس از تشكيل دولتهاى بزرگ ايرانى اين گروه مورد استثمار سخت دو گروه اول قرار مىگرفت ؛ در ميان اين گروه هم شكاف‌هائى پديد آمد . اما در آغاز دوران تاريخى ، اين گروه تقريبا در توليد آزاد بودند و براى كار از بردگان بهره مىبردند . گروه چهارم ( در اوستا اين گروه به خوتى ، به فارسى ميانه خوتوشان نام برده شده است ) از حقوق و آزادى كامل برخوردار نبود . از لحاظ سنتى و حقوقى بايستى براى گروههاى ديگر كار مىكرد و به آنها وابسته بود . صنعتگران ، كارگران و مولدان رشته هاى ديگر اقتصاد ، و خدمتكاران ، جزو اين گروه به‌شمار مىآمدند . كار صنعتى ، شرافتمندانه به‌شمار نمىآمد ، اين باور نه‌تنها به نفسه بلكه به عنوان اينكه صنعتكاران براى كارشان مزد مىگرفتند رايج بود . به‌ويژه صنعتگران حرفه‌اى فراوان تحقير مىشدند . به‌طور كلى اين قشر در خدمت تمام جامعه و رهبرش قرار داشت . موقعيت اجتماعى اين گروه تقريبا به بردگان مىمانست ، اما با اينهمه نسبت به بردگان امتيازهائى داشتند . دربارهء بردگى بايد يادآور شد كه در زمان آريائيها و حتى پيش از آنها بردگى در جامعه رواج داشته است ( در زبانهاى هند و اروپائى ، اوستا ، و غيره عباراتى به‌كار رفته كه مفهوم مالكيت « دامها و انسانها » را دربرداشته است ) . بعدها سيستم بردگى بيشتر رواج يافت ، اما اصل اقتصاد بردگى در ميان قبايل ايران باستان پيشرفت چندانى نداشت ، چون سيستم پدرسالارى ، خانوادگى به سختى رايج بود . خانواده با بردگان و دارائيش دربست در اختيار « بزرگ خانواده » بود ، نامبرده داراى استقلال كامل اقتصادى در چارچوب خانواده بود ، احتمالا در مالكيت زمينها ، دامها و بردگان خانواده‌هاى ديگر طايفه دخالت داشت ، اين‌چنين شخصى « صاحب اختيار طايفه » نام برده مىشد . اين گونه گروه جامعه‌هاى طايفه‌اى پديد آمد . اطلاعاتى درباره طايفه‌هاى دورهء پيش از هخامنشيان به‌دست آمده ، اما بگونه‌اى كه از اوستا استنباط مىشود طايفه‌ها يا قبيله‌هاى آريائى در آنزمان پايهء سازمانهاى سياسى به‌شمار نمىآمدند و حتى قبايل مادى و پارسى داراى چنين ويژگيهائى بودند ، در اينجا نقش اصلى را در اقتصاد جامعه ، واحدهاى ارضى ايفا مىكردند : اين واحدهاى ارضى را قصبه‌ها و بزرگترين آنها « كشورها » به نام داخيو تشكيل مىدادند ؛ « صاحب اختيار كشور » كارهاى قضائى و مذهبى