قبلا گفته شد كه اصلاحات در ايران تنها به اين منظور انجام گرفت تا از انفجار اجتماعى پيشگيرى شود . در نخستين سالهاى اجراى اصلاحات ، هيجان و جنبش مردم موقتا آرام شد . در ايران رسما اعلام گرديد كه گويا در نتيجه انجام اصلاحات در سرتاسر كشور مسئلهء طبقات و سيستم طبقاتى از بين رفته و بنابراين پيكار طبقاتى در ايران منتفى است . در ششمين كنفرانس درباره مسائل آموزشى كه ضمن سپتامبر 1973 انجام گرفت رسما تأئيد شد كه حكومت ايران نه كمونيستى و نه كاپيتاليستى است . بلكه سيستم اجتماعى اين كشور بىمانند است و نمونهاى از پيوستگى « آزادىهاى فردى و وفادارى شهروندان به حكومت است » .
به سال 1975 شاه ايران اعلام داشت كليه احزاب سياسى موجود بايد منحل شوند و حزب واحدى به نام « رستاخيز » تشكيل گردد ، برنامه اين حزب بايستى بر مبناى « قانون اساسى ، نظامى شاهنشاهى ايران ، و انقلاب شاه و مردم » تدوين مىگرديد ( انقلاب شاه و مردم همان اصلاحاتى بود كه طرح آن در همهپرسى 1963 به تصويب رسيده و گويا به وسيله دولت اجرا شده بود ) . هركس كه به اين اصول اعتقاد نداشت ، ازجمله ماركسيستها ، خائن بشمار مىآمد ، و بايستى از ايران اخراج مىگرديد .
عملا پندار انجام اصلاحات در ايران از ميان بردن طبقات ، لغو استثمار طبقاتى و دگرگونى روابط نيمه فئودالىاى كه در روستا بهوسيله بورژواها عملى مىگرديد ، نبود .
در زمينهء صنايع هم همانگونه مانند سابق روابط سرمايهدارى رواج داشت .
در سالهاى آخر ، همين كه روشن شد ، اين اصلاحات عملا باعث بهبودى وضع توده - هاى گسترده مردم ( دهقانان ، كارگران ، روشنفكران ) نمىشود ، جنبشهاى اعتصابى و حملات ضد دولتى از سوى تودهها دوباره آغاز گرديد . در رابطه با اين چگونگى اعتصاب كارگران وسائل حملونقل شهرى ( رانندهها و بليطفروشان شركت واحد كه شماره - شان بيش از 9500 تن بود ) رويداد . ضمن اوت 1972 در تهران ، مديران شركت واحد اتوبوسرانى از توافق با خواستههاى دستهجمعى كارگران سر باززدند . پس از سه روز اعتصاب تقاضاهاى كارگران پذيرفته شد : حقوق آنها به اندازه 25 % افزايش يافت ، به آنها وعده دادند كه دربارهء تقاضاهاى ديگرشان بررسى خواهند كرد .
به سال 1970 و در سالهاى اخير در دانشگاه تهران آشفتگىهائى جدى روى مىداد .
حملات ضد دولتى بگونههاى عمليات تروريستى عليه بعضى از شخصيتهاى دولتى ، مستشاران نظامى امريكا و رجال رسمى دولت ، تظاهرات عليه مداخله مسلحانه دولت ايران در ظفار ( عمان ) و غيره ، انجام مىگرفت .
دولت كوشش داشت با سركوبى بيرحمانه اين تظاهرات را فرو نشاند . فقط در نيمه اول 1973 به موجب حكم دادگاههاى نظامى بيش از 70 تن به اعدام محكوم شدند ،
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 613
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٦١٣