از پايان 1956 تا فوريه 1974 جمعيت شهرنشينان ايران از 5 / 5953 هزار تن به 13600 هزار تن رسيد ، اين رقم شامل 5 / 42 % كل جمعيت ايران كه تا اين زمان 2 / 31 ميليون نفر بود ، مىشد . افزايش شتابانگيز جمعيت شهرى نتيجهء مسلم روند اجتماعى - اقتصادى كشور در سالهاى اخير بود كه قسمتى از آن را مىتوان پيشرفت صنعتى بشمار آورد .
افزايش جمعيت شهرها تأثير مهمى در زندگى اجتماعى و زيست مردم ايران داشت .
اين پديده باعث ازهمپاشيدن سامان كهن و منسوخ زندگى معمولى تودهها و گرايش آنها به زندگى نوين گرديد . روشهاى قرون وسطائى زندگى همراه با رشد شهرها بهكلى ناپديد گرديد . بهزودى ويژگيهاى قومى بهويژه در ميان طبقه شكوفان كارگر ، روشنفكران و ساكنان شهرها از ميان رفتند . ادغام تيرههاى گوناگون مردم ساكن ايران با رشد جمعيت شهرها شديدتر انجام گرفت ، اين چگونگى باعث شد زبان فارسى به عنوان زبان دولتى كه كليه ادارات كشورى ، قضائى با آن سخن مىگفتند و مىنوشتند و در دانشكدهها و آموزش - گاههاى عالى با آن زبان تدريس مىشد و روزنامه و مجلهها با آن زبان منتشر مىگرديد ، رواج بيشترى يابد .
دگرگونيهاى نوينى در سيماى روستاها به چشم مىخورد ، اگرچه بهطوركلى اين روستاها شكل اوليه خود را حفظ كرده بودند اما در چند روستا ساختمانهاى تازهاى بنا گرديدند كه مصالح ساختمانى آنها آجر بود - مدرسههاى نوساز ، مراكز بهداشتى نوبنياد ، حمامها ، مغازه و دكانهاى وابسته به شركتهاى تعاونى ، چاههاى عميق ، تلمبهها و غيره اينجا و آنجا در روستاها خودنمائى مىكردند . به موازات وسيلهء حملونقل سنتى ( الاغ ) در خيابانهاى روستاها ، اتومبيل ، موتورسيكلت و دوچرخه پديد آمدند . در بعضى از كشت - زارها تراكتور و ماشينهاى كشاورزى ديگر به چشم مىخوردند . در برخى دهات برق ديده مىشد . طبق مدرك سرشمارى 1966 ، فقط 7 / 3 % تمام ساكنان روستاها در آنوقت از روشنائى برق بهره مىبردند ( در شهرها 6 / 68 % از برق استفاده مىكردند ) ، راديو وارد روستاها گرديد . شماره باسوادان روستاها نسبتا افزايش يافت اگرچه به كندى انجام مىگرفت ، شركتهاى تعاونى روستائى و غيره در روستاها پديد آمدند . اما اين پديدههاى تازهايكه در روستاها به چشم مىخوردند فقط ظاهرى بودند ، و در عمق زندگى روستائيان اثر چندانى نداشتند ، اينان به همان وضع زندگى پيشينشان ادامه مىدادند .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 612
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٦١٢