و تأسيس مىكردند .
در مواردى شركتهاى تعاونى مراكز صنايع دستى بهويژه كارگاههاى قالىبافى را ايجاد مىكردند ، براى دهقانان بذر مرغوب و پاك ، كود شيميائى ، سم براى آفات نباتى تأمين مىگردند .
فعاليتهاى شركتهاى تعاونى اصولا محدود به تهيه بازار فروش و پرداخت اعتبار به اعضا بود ، اينان كمتر به سازمان دادن توليد كشاورزى اقدام مىكردند . اين شركتها در مورد واگذارى وامها و اعتبارات ، سازمان دادن فروش محصولات كشاورزى و تأمين نيازمنديهاى دهقانان ، نتوانستند كاملا اعضاى شركت را راضى نگهدارند . قسمت عمدهء دهقانان ناچار بودند مانند پيش از طريق رباخواران ، محتكران ، دلالان ، دكانداران كوچك نيازمنديهايشان را رفع كنند و طبعا اينها هم تا مىتوانستند دهقانان را لخت مىكردند .
به سال 1973 در ايران شركتهاى زراعتى توليدى بهمنظور بهرهبردارى هرچه بيشتر از ماشينهاى مدرن كشاورزى ، كود شيميائى و حتى متحد كردن روستاهاى كوچك در چارچوب واحدهاى بزرگ روستائى ، تشكيل گرديد . به سال 1975 در حدود ده شركت از اين نوع تشكيل شد .
شركتهاى سهامى زراعى
پيشتر يعنى در نيمه سالهاى 60 شركتهاى سهامى زراعى تشكيل شده بودند . دليل تشكيل اين شركتها آن بود كه گويا مالكيتهاى روستائى شخصى نمىتوانستند ميزان توليد كشاورزى را بالا ببرند و دولت را از وارد كردن خواربار و مواد كشاورزى از خارج بىنياز گردانند . در رابطه با اين چگونگى دولت برآن شد ، واحدهاى روستائى بزرگى را به شكل شركتهاى سهامى زراعى سازمان دهد و اين گونه زمينهاى خرد و ريز را در واحدهاى بزرگ كشاورزى جمعوجور كند و اين شركتها با به كار بردن ماشين و روش - هاى نوين كشاورزى به كار توليد كشاورزى بپردازند . دولت براى اين گونه شركتها تخفيف - هاى زيادى ازجمله ، ده سال معافيت از پرداخت ماليات و واگذارى اعتبارات و وامهاى كلان و غيره ، قائل شد . هريك از اين شركتها ، مالكان و دهقانان 4 - 5 روستا را متحد مىكردند و اين گونه هزارها هكتار زمين را براى كشت در اختيار مىگرفتند . تشكيل اين شركتها در آغاز مستلزم مخارج زيادى از سوى دولت بود و به همين انگيزه نسبتا بهكندى انجام مىگرفت . در آغاز سال 1974 در سرتاسر كشور بيش از 50 شركت سهامى زراعى تشكيل گرديد . در پايان پنجمين برنامه 5 ساله ( 1978 ) پيشبينى مىشد كه شمارهء اين