تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
در نيمه دوم دورهء فرمانروائى آسارخاندن ، مانىها دوباره به تهديد مرزهاى آشوريها پرداختند و پس از آن با كمك كيمريتزها و اسكيف‌ها و مادىها در استانهاى شرقى عليه آشوريان وارد كارزار شدند . در نتيجه اين نبرد مانا تعدادى از دژهاى آشوريان و « كشور » هاى پوشالىاى از قبيل آلابريا را به تصرف درآورد و هم‌اكنون در سرتاسر منطقه از ماد گرفته تا منطقه‌هاى زاب بزرگ با آشور هم‌مرز شد . در زمان آشور بانيپال در حدود 655 ق . م . آشوريها تا اندازه‌اى اين شكست را جبران كردند : تا پايتخت مانىها يعنى ايزورتو پيش رفتند اما نتوانستند آن را تصرف كنند ، ولى موفق شدند دژهاى از دست رفته‌شان را بازگيرند . در مانا پس از تحمل شكست « مردم كشور » ( به اصطلاح شهروندان آزاد و معمولى ) عليه پادشاه اخشرا به‌پا خاستند ، او را كشتند و جسدش را در كوچه‌ها روى زمين كشيدند ؛ برادر و افراد خانواده‌اش را با اسلحه از پاى درآوردند . هم‌اكنون اوالى پسر اخشرا كه زنده مانده بود براى دريافت كمك به آشور بانيپال پناه برد . اتحاد مانىها و آشوريها پس از نيرومند شدن ماد و هنگام جنگ آشوريان با مادىها و بابليها ، استوار شد . در 616 ق . م . آشوريها و مانىها در فرات شكست سختى از بابليها خوردند و مانا بىدرنگ زير تسلط ماديها قرار گرفت . آخرين بار به سال 593 ق . م . از مانا به عنوان تحت الحمايهء ماد ياد شده است . مانا نقش مهمى در تاريخ و فرهنگ ايران ايفا كرده است . از منابع آشورى چنين استنباط مىشود كه در مانا خط و نويسندهء حرفه‌اى خط وجود داشته است . به موجب كشفياتى كه نزديك زيوى شده ، هنر ويژه مانى و در عين‌حال روابط هنرى اين كشور با آشور ، اورارت و غيره به‌دست آمده است ؛ هنر مانى نفوذ فراوانى روى تمدن مادى ، پارسى و حتى اسكيف‌هاى دشت‌هاى يورازى داشته است .

ايلام در نيمه نخستين سده‌هاى هزاره يكم ق . م .

ايلام پس از تحمل شكست از بابليها در پايان قرن 12 ق . م . تقريبا سه قرن نتوانست نقش فعالى را در امور بين‌المللى ايفا كند . اما مدارك باستانشناسى سده‌هاى يازدهم - هفتم نشان ميدهند كه صنايع و فرهنگ ايلام در اين دوره مراحل پيشرفت را پيموده و در سطح عالى قرار گرفته و حتى در مناطق مجاور ازجمله لرستان نفوذ فراوان كرده است . ايلام در طى اين مدت با وجود اينكه داراى تمركز سياسى ضعيفى بود ، نفوذ فرهنگى و هنريش چشم‌گير مىنمود ؛ اما در سده هشتم ق . م . قدرت سياسى اين منطقه هم موقتا فزونى گرفت . سياست سنتى ايلاميها در پايان سدهء نهم ق . م . با واكنش مخالف