كه هماكنون كمپانىهاى نفتى امريكائى براى بهرهبردارى از نفت جنوب در كنار انگليسها قرار گرفتند و غنائم نفتى را بگونه برابر ميان خود تقسيم مىكردند .
تنظيمكنندگان اين قرارداد نتوانستند به كمك نيرنگهاى قلمى و ايجاد پيچيدگىهاى عمدى در متن ، افكار عمومى مردم را بفريبند و سرشت امپرياليستى اين قرارداد را پنهان نگاهدارند ، مردم ايران پس از امضاى اين سند با كنسرسيوم فراوان به خشم آمدند . مثلا سناتور ديوان بيگى ضمن بحث در اينباره ، در مجلس سنا گفت با امضاى اين قرارداد « ما موافقت كرديم دولتى در داخل دولتمان پديد آوريم و اين گونه حاكميتمان را از دست داديم » . روزنامه « صداى مردم » چاپ تهران اين قرارداد را « توافق گرگ و بره » خواند .
با همه اينها قرارداد با كنسرسيوم نفت در 21 اكتبر 1954 در مجلس شورا و در 28 اكتبر در مجلس سنا به تصويب رسيد .
كودتاى دولتى سال 1953 و تسليم نفت جنوب به كنسرسيوم درهاى ايران را براى غارت شدن ثروتهاى طبيعى و استثمار تودههايش بهروى بيگانگان بهويژه امپرياليستهاى امريكا هرچه بازتر گشود . پس از اين رويداد انحصارات امپرياليستى با نواخت بسيار شتابانگيزى به درون ايران نفوذ كردند ، اينان همه از نمونه كنسرسيوم بينالمللى سرمشق گرفتند و با شتابزدگى به تاراج منابع ملى و استثمار مردم ايران پرداختند .
تاراج ايران بهوسيله كنسرسيوم بينالمللى
فعاليت كنسرسيوم بينالمللى پس از ربودن منابع نفت جنوب ايران ، عملا دست كمى از عمليات ددمنشانه و تاراجگرانهء كمپانى نفت انگليس - ايران سابق نداشت ، اين كنسرسيوم هم مانند آن كمپانى ثروت ملى ايران را وحشيانه غارت مىكرد . در برخى موارد كنسرسيوم نسبت به استثمار نفت ايران شدت عمل بيشترى را از كمپانى نفت سابق نشان مىداد : پس از 9 سال ، تا سال 1963 كنسرسيوم متجاوز از 340 ميليون تن نفت از چاههاى نفت ايران بيرون كشيد و اين مقدار بيش از بهرهبردارى 50 ساله كمپانى سابق ( 325 ميليون تن ) از همين معادن نفت بود .
استخراج نفت بهوسيله تأسيسات وابسته به كنسرسيوم روزبهروز افزايش مىيافت ، درعينحال تأسيسات نفتى متعلق به شركت نفت ملى ايران فقط 250 - 260 هزار تن ، يعنى كمتر از نيم درصد كنسرسيوم نفت استخراج مىكرد . تقريبا تمام فرآوردههاى نفتى كه بهوسيله كنسرسيوم استخراج مىگرديد بدون پرداخت عوارض گمركى از ايران صادر مىگرديدند . انحصارهاى نفتى سودهاى كلانى از بهرهبردارى نفت ايران به دست مىآوردند .