سيستم جريمه در مورد كارگران ايرانى رواج داشت و آنها را به بهانههاى گوناگون از كار اخراج مىكردند . كارگران ايرانى مانند دورهء شركت سابق نفت مورد استثمار بيرحمانه كنسرسيوم قرار مىگرفتند . ضمن دادخواست كارگران پالايشگاه آبادان گفته شد : « كارگران خوزستان از بينوائى رنج مىكشند ، ناگزير ترك ديار كرده و به كويت مىروند . از زمانيكه كنسرسيوم سر كار آمده تاكنون بيش از 30 هزار تن از كارگران ايرانى به آنجا مهاجرت كردهاند . كنسرسيوم حتى نسبت به مهندسان ايرانى مانند بردگان رفتار مىكند تا چه رسد به كارگران ساده . همين سه ماه آخر كنسرسيوم هزاران كارگر را كه در تعميرگاهها ، كشتىها و غيره كار مىكردند ، از كار اخراج كرده است . از زمانيكه كنسرسيوم سر كار آمد ، هزاران كارگر بيكار شده در حال گرسنگى و گدائى بهسر مىبرند . وزارت كار تشكيل اتحاديه كارگران را در خوزستان ممنوع كرده است . قانون تأمين اجتماعى در خوزستان به كار برده مىشود ، اما زير پوشش همين قانون كنسرسيوم بىقانونى مىكند » .
بيهودگى قرارداد نفت با كنسرسيوم نزد همه ايرانيان و سرشت غارتگرانهء فعاليت - هاى آن ، روزبهروز براى مردم و حتى گروههاى دستراستى ايران روشنتر مىشد . مثلا شاه ايران اعلام داشت كه از شرايط قرارداد كنسرسيوم ناخشنود است . او گفت : « قرارداد منعقده سال 1954 ، نارسائيهاى فراوانى دارد و ما مىخواهيم درآمد بيشترى از نفت داشته باشيم » . فعاليت كنسرسيوم بينالمللى نفت و تاراج ثروت ملى ايران بهوسيله انحصارگران خشم توده گسترده مردم ، روشنفكران پيشرفته ، دانشجويان ، طبقه كارگر و قشرهاى دموكرات مردم را برانگيخت ، اينان خواهان پايان دادن به امرونهى خارجيان و بيش از همه انحصارگران نفتى امريكا در ايران شدند .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 555
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٥٥٥