تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
حائرىزاده و قناب‌آبادى ملاقات مىكرد . اينها همه نشانهء آن بود كه متحدان سابق مصدق كاشانى ، بقائى ، حائرىزاده ، حسين مكى كه جزو جبهه ملى بودند در نيمه اول سال 1953 به صف مخالفان اين جبهه پيوستند . و اين گونه جبهه ملى تجزيه شد . در نيمه سال 1953 مصدق نتوانست در مجلس اكثريت را به دست آورد ، بيشتر نمايندگان عليه سياست مصدق فعاليت مىكردند و به امپرياليسم گرايش يافتند .

آماده شدن براى انجام يك كودتاى دولتى

دولت مصدق ، هيچ‌گونه اقدامى براى پيش‌گيرى از توطئه‌هاى امپرياليست‌ها و مرتجعان انجام نداد . اين وضع شرايط مساعدى را براى استوار شدن موضع عناصر ارتجاعى پديد آورد و عملا نيروهاى امپرياليستى و ارتجاع را به فعاليت به‌منظور انجام توطئه‌هاى ويرانگرانه تشويق كرد . در پايان 1952 - آغاز 1953 امپرياليست‌هاى امريكائى و انگليسى به فشارهاى خود به مصدق به‌منظور سرمايهءگذارى در صنايع نفت ايران ، با بهره‌بردارى از دشواريهاى مالى - اقتصادى كشور ، ادامه دادند . اين گونه در فوريه 1953 يك پيشنهاد مشترك انگليس - امريكا به دولت مصدق عرضه شد كه ضمن آن قيد گرديد ، اگر مصدق موافقت كند ، ايالات متحده امريكا نفت ايران را به مبلغ 135 ميليون دلار خواهد خريد و علاوه براين وامى به مبلغ 100 ميليون دلار به ايران خواهد داد . ضمنا تقاضاهاى مكرر مصدق از امريكا درباره كمك آن دولت به ايران ، رد شد . اما خط اصلى سياست امريكا و انگلستان در رابطه با دولت مصدق به سال 1953 سرنگون كردن او به‌وسيله يك كودتاى نظامى دولتى بود . در رابطه با همين نقشه بود كه امريكائيان و انگليسها تبليغات شديدى را مبنى بر هشدار از افزايش تهديد كمونيسم در ايران و ضرورت نگاهدارى تاج و تخت سلطنت در برابر كمونيست‌ها آغاز كردند . از آنجا كه اين تبليغات در ميان مردمى كه روحيهء ضد امپرياليستى داشتند مؤثر واقع نشد ، بيگمان نتوانستند نيروئى براى انجام كودتا از ميان مردم دست‌وپا كنند ، بنابراين تصميم گرفتند از يكانهاى نظامىاى كه در ميان آنها مستشاران و مربيان امريكائى بودند ، بهره ببرند . ژنرال زاهدى مستقيما نقش سازماندهى و آماده كردن اين نيروها را براى انجام كودتا به‌عهده گرفت ، نامبرده براى اجراى اين منظور هم با امريكائيان و هم با گروههاى ارتجاعى ايران در تماس بود . در 28 فوريه 1953 در نتيجه موافقت دسته‌هاى ارتجاعى نظاميان ، زير رهبرى