چند تن هم كشته و زخمى شدند .
زير فشار جنبش كارگرى ، دولت مصدق در ژانويه 1953 قانون جديدى مبنى بر انجام بيمههاى اجتماعى وضع كرد ، كه بهموجب آن ، پرداخت مقررى روزهاى بيكارى به كارگران ، پرداخت مستمرى به معلولين حادثه از كار ، بيماران و پيران و غيره پيشبينى مىشد . اما اين قانون هم از سوى كارفرمايان اجرا نشد و همين مسئله باعث اعتصاب كارگران گرديد .
انشعاب در جبهه ملى
جبههء ملى ، حزب يكپارچه و پايدار وابسته به بورژوازى ملى ايران نبود ، بلكه از پيوستگى گروههاى سياسىايكه بهمنظور ملى كردن صنايع نفت به پيكار برخاسته بودند تشكيل شد ، اين گروهها هريك بازتاباننده منافع ويژه قشرهاى گوناگون بورژوازى و نيروهاى اجتماعى وابسته به آنها بودند . مهمترين گروهى كه به جبهه ملى پيوست حزب سياسى « ايران » ، منعكس كننده منافع بورژوازى ملى متوسط بود . يكى از برجستهترين رهبران اين حزب اللهيار صالح بود كه در كالج امريكائى تهران درس خوانده و به سال 1953 در زمان مصدق بهعنوان سفير ايران در امريكا برگزيده شد . سرشت ويژه حزب ايران مانند همه گروههاى وابسته به بورژوازى ملى دودلى و ناپايدارى بود . در دورهء اوجگيرى جنبش دموكراتيك ضمن سالهاى 1945 - 1946 ، حزب ايران خود را به حزب توده نزديك كرد . پس از شكست جنبش دموكراتيك در پايان 1946 ، از جنبش كنار كشيد و بهسوى ايالات متحده امريكا گرايش يافت . در دورهء پيكار ملى كردن نفت حزب « ايران » به جبهه ملى پيوست و از مصدق پشتيبانى كرد .
يكى ديگر از گروههاى متحد جبهه ملى « حزب آزادى » بود كه كموبيش منافع دستجات دستراستى بورژوازى ايران را منعكس مىكرد و رهبرى اين حزب را حائرىزاده بهعهده داشت ؛ بهاصطلاح « حزب زحمتكشان » هم زير رهبرى مظفر بقائى كه به داشتن پندارهاى ضد كمونيستى دوآتشه شهرت داشت ، و منعكسكننده ناسيوناليسم بورژوازى بود به جبهه ملى پيوست ، بقائى كوشش مىكرد كارگران و قشرهاى زحمتكش را از راه تبليغ برنامه حزبش كه رفورم اجتماعى بود ، بهسوى خود بكشاند ؛ حزب « نيروى سوم » ، دسته كوچكى با پندار رفورميستى و يكى از اعضاى سابق - حزب توده ايران به نام خليل ملكى مرتد آن را سازمان داده بود ، اين حزب هم خود را به جبهه ملى چسباند ؛ گروه وابسته به شخصيت روحانى نامدار ، آيت اللّه كاشانى هم جزو جبهه ملى شد ، رهبر اين گروه بداشتن