شدگان به كار ، آزادى كارگران بازداشت شده بودند . با وجود واكنش سخت دولت ، كارگران تهران ، آبادان ، اصفهان ، تبريز و مراكز صنعتى ديگر به سال 1952 ميتينگ و تظاهرات اول ماه مه را برگذار كردند ، ضمن اين تظاهرات ، خواستههاى اقتصادى و سياسى خود را اعلام داشتند .
هنگام تظاهرات ژوئيه 1952 عليه قوام ، كارگران ايران بهويژه فعالانه وارد عمل شدند . ميتينگها ، تظاهرات ، اعتصابهاى آنها گوياى سرشت سياسى و ضد امپرياليستىشان بود .
در پائيز 1952 جنبش اعتصابى كارگران دامنه گستردهاى به خود گرفت . ضمن اوت و سپتامبر در تهران ، اصفهان ، تبريز ، چالوس و شهرهاى ديگر كارگران دست به اعتصاب زدند . در اكتبر 1952 ، كارگران راهآهن و معلمان آبادان اعتصاب كردند .
بورژواهاى ايران كه دولت مصدق نماينده و حافظ منافع آنها بود از افزايش دامنه جنبشهاى كارگرى به هراس افتادند و سعى مىكردند تا آن را محدود كنند . براى اين منظور در بهار 1952 در منطقه تهران عملا حكومت نظامى برقرار شد . در آوريل همان سال رئيس شهربانى كل فرمان داد كه در تمام شهرهاى ايران شعبههاى فدراسيون جوانان دموكرات را ببندند و چهرههاى « مشكوك » را بازداشت كنند .
دولت عليه كارگران اعتصابى زور به كار برد . در آوريل 1952 ، پليس و ارتش ساختمان اتحاديه رانندگان ، كارگران ساختمانى ، كارگران كارگاههاى مكانيكى و غيره را در تهران اشغال كرد . اعضاى كميته اتحاديههاى راهآهن بازداشت شدند . در پائيز 1952 فشار نيروهاى دولتى عليه اعتصابكنندگان افزايش يافت . در 23 اكتبر 1952 مصدق براساس اختيارات فوقالعادهايكه مجلس در 4 اوت 1952 به او داده بود قانون « حفظ امنيت اجتماعى » را صادر و به مرحلهء اجرا درآورد ، بهموجب اين قانون انجام هرگونه ميتينگ ، دمونستر - اسيون و اعتصاب ممنوع شد . اما با وجود صدور چنين مقرراتى ، اعتصاب كارگران در پايان سال 1952 و سال 1953 - ادامه يافت . در 11 ژانويه 1953 سه هزار تن از كارگران كارگاههاى كفاشى تهران دست به اعتصاب زدند . ضمن 31 ژانويه - اول فوريه بافندگان تبريز و تهران اعتصاب كردند ، اينان خواهان بازگشت كارگران اخراجى به كار بودند . در فوريه - اوت كارگران كارخانه سيمان ، كفاشىها ، دخانيات ، كارگران كورهپزخانههاى تهران ، بافندگان تهران ، تبريز ، اصفهان ، يزد ، كرمان ، شاهى ، نفتگران آبادان ، آغاجارى و غيره اعتصاب كردند . كارگران خواهان انجام قانون كار ، عدم دخالت كارفرمايان در كار اتحاديهها ، لغو قانون « حفظ امنيت اجتماعى » بودند . ضمن اين اعتصابها بارها ميان پليس و اعتصابكنندگان برخورد رويداد ، بسيارى از كارگران بازداشت و حتى
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 542
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٥٤٢