تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
قسمت عمده ساكنان لرستان در آن زمان كوچ‌نشين بودند . اما كشفيات اخير باستانشناسان و حفاريهائيكه در محل سكونت آنها به‌عمل آمده ثابت كرده است ، كه در پايان هزاره دوم و سده‌هاى نخستين هزارهء يكم در لرستان روستاها و مراكز مسكونى بىشمارى وجود داشته است . همانگونه كه ديديم در هزاره سوم ق . م . در لرستان و مناطق كوهستانى ديگر آسياى باخترى ، دامدارى همراه روستاهاى ثابت كشاورزى وجود داشته است ؛ اما نشانه‌اى از دامداران كوچنده در آنزمان به چشم نمىخورد ، بنا بر متن‌هاى خط ميخى ، واحدهاى كوچ‌نشين در آغاز هزاره يكم ق . م . در فلات ارمنستان و ايران گسترده نشده بودند . دامدارى به مقياس وسيعى پيشرفت كرد اما در كنار آن كشاورزى هم گسترش يافت و مردم در روستاها به‌طور ثابت زندگى مىكردند . در چند « كشور » تمام احشام يا قسمتى از آنها را براى چرا به كوهستان مىفرستادند ( هنگام نزديك شدن دشمن نيز چنين مىكردند ) اما فقط آنها را تا مرزهاى « كشور » خودشان دور مىكردند . ظاهرا اينها عملا به راههاى دور كوچ نمىكردند و اين گونه عشاير كوچ‌نشين جزو اتحاديه آنها به‌شمار نمىآمدند . در اين « كشورها » يا بخش‌هاى غرب ايران هم‌اكنون دولت‌هائى پديد آمدند . قسمتى از اين دولت‌ها شامل مراكز حكومتى و روستاهاى كشاورزى بودند . بيشتر اين اتحاديه‌ها از اين‌پس بر پايهء حاكميت ارضى بود نه روابط عشيره‌اى . تشكيل اين اتحاديه‌هاى سياسى مانع از آن شد كه ساكنان از لحاظ نژادى يا زبان اختلاف زيادى با هم داشته باشند ، اين كيفيت آنوقت در ايران و بسيارى از مناطق آن حكمفرما بود . در سرزمين كردستان و نزديك اروميه به‌غير از لولوبىها گروههاى نژادى ديگرى وجود داشتند كه نژادشان وابسته به كيتوها و در بعضى جاها خوريت‌ها ( زبانشان به اورارتىها مىمانست ) بود . در بعضى از محل‌هاى آذربايجان ايران با زبانهائى سخن مىگفتند كه ظاهرا از داغستانى ريشه مىگرفت . در باختر لرستان ، آشوريها با كاسيت‌ها تماس گرفتند زبان كاسيتى در سده‌هاى نهم تا هشتم ثبت شده است . همچنين در حاشيه شمال غربى ايران ( در آلابرى و غيره ) و در مناطق نزديك راه بابل و ماد زبانشان شبيه به بابلىها بود ( اين مناطق در دورهء تسلط بابليها و كاسيت‌ها مستعمره‌هاى آنها به‌شمار مىآمدند ) . در مرزهاى شمالى لرستان مردمى مىزيستند كه با زبانى نزديك به ايلامى سخن مىگفتند . علاوه بر گروههاى محلى و نژادى قديمى در پايان هزاره دوم ق . م . در باختر ايران مردمى ايرانىزبان گسترده شدند . اما اين‌ها تا آغاز هزارهء يكم ق . م . سرتاسر سرزمين پهناور ايران را فرانگرفتند و اين قوم فقط مناطق معينى را براى سكونت برگزيدند ، بنابراين در بيشتر مناطق باخترى مردم محلى اكثريت داشتند .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 53 | ا . آ . گرانتوسكى / م . آ . داندامايو / گ . آ . كاشلنكو / اى . پ . پتروشفسكى / ك . س . ايوانف / ل . ك . بلوى / كيخسرو كشاورزى