« شاهى » دست به اعتصاب 7 روزه زدند . برخوردى ميان اعتصابكنندگان و پليس رويداد .
ضمن نيمه دوم سال 1950 در شهرهاى اصفهان ، سمنان ، يزد ، كاشان ، رشت ، تبريز ، بيش از 10 اعتصاب كارگرى رويداد ، اعتصابكنندگان علاوه بر خواستههاى اقتصادى ، خواهان واگذارى آزاديهاى دموكراتيك و ملى كردن صنايع نفت بودند .
جنبش تودهاى بخاطر صلح و خيزشهاى كارگرى در ايران پيوسته با جنبشهاى ضد امپرياليستى پيوندى ناگسستنى داشتند . در رابطه با تلاش امپرياليستهاى انگليسى به منظور تحميل « قرارداد متمم » نفت جنوب ايران ، در پايان سال 1950 و آغاز سال 1951 در تهران ، قم ، رشت ، همدان ، آبادان و شهرهاى ديگر ايران از سوى حزب توده و جبهه ملى مىتينگها و تظاهرات تودهاى عظيمى به منظور اعتراض عليه استثمار كمپانى نفت انگليس - ايران ، سازمان داده شد . در جريان اين جنبشها سازمانهاى دموكراتيك ضد - امپرياليستى تشكيل گرديد : جمعيت آزادى ايران و جمعيت ملى پيكار عليه شركت نفت انگليس - ايران از آن جمله بودند . شركتكنندگان اين مىتينگهاى تودهاى خواهان تسليم كليه تأسيسات نفت جنوب بگونهء رايگان به دولت ايران بودند ، اينان خواهان الغاى كليه امتيازات به امپرياليستها ، آزادى مطبوعات و فعاليتهاى كليه سازمانهاى دموكراتيك ، الغاى حكومت نظامى در سرتاسر كشور و احترام به حقوق فردى درباره پيكارهاى سياسى بودند .
مجلس 16 زير فشار جنبش گسترده و فراگير تودههاى مردم در 11 ژانويه 1951 تصويب « قرارداد متمم » شركت نفت انگليس - ايران را رد كرد . هنگام بحث در اين جلسه مجلس ، نمايندگان جبههء ملى ، مسئلهء لغو قرارداد 1933 و ملى كردن تأسيسات شركت نفت انگليس را مطرح كردند . امپرياليستهاى امريكائى مىكوشيدند عوامفريبانه از پندار ملى شدن نفت كه سخت مورد استقبال تودههاى وسيع مردم بود ، بهرهبردارى كنند . آنها مىپنداشتند كه از اين راه ممكنست رقيبان انگليسىشانرا در ايران از ميدان در كنند و زير پوشش « كمك به ايران » منابع نفت جنوب ايران را به دست گيرند و از آن بهره بكشند .
ضمنا حساب مىكردند كه با اشاعه پندار ملى كردن نفت جنوب ، انگليسها نرمتر خواهند شد و انحصارات نفتى امريكا امكان خواهند يافت هرچه بيشتر در بهرهكشى از منابع نفت جنوب با انگليسها شريك شوند .
ناكامى تحريكات انگليسها و تصميم مجلس دربارهء ملى كردن نفت
امپرياليستهاى انگليسى طبق روش معموليشان به ايران فشار مىآوردند . در پايان