اين كشور و اقدامات سركوبگرانه نيروهاى خارجى سخت وضع اقتصادى كشور را به نابسامانى كشاند .
جنگ ، ارتباط اقتصادى داخلى استانها را فلج كرد و زيان فراوانى به بازرگانى خارجى ايران وارد آورد . از سالهاى 1913 - 1914 تا 1917 - 1918 صدور پنبه ايران از 83 ميليون قران به 25 ميليون قران كاهش يافت ؛ برنج از 41 ميليون قران به 20 ميليون قران رسيد ؛ خشكبار از 70 ميليون به 48 ميليون قران ؛ و غيره . كاهش ميزان بازرگانى با روسيه ، بهويژه سقوط فاحش صادرات به اين كشور در سالهاى 1916 - 1917 يكى از انگيزههاى مهم كاهش كشت پنبه ، برنج و فرآوردههاى ديگر گرديد و اين گونه بورژوازى بازرگان را در رابطه با فروش مواد خام به روسيه ، به ورشكستگى كشاند . درآمد گمرك به شدت كاهش يافت بگونهايكه دولت از پرداخت اقساط وامهاى انگليس و روس عاجز ماند ، در ماه مارس 1915 مجلس سوم اعلام داشت كه كميسيون مالى بايد از ايرانيان تشكيل شود و قانون فراخوانى بيگانگان براى اداره امور مالى كشور لغو گردد . اما در نيمه سال 1916 مشاوران انگليسى و روسى در وزارت دارائى ايران حضور داشتند . كميسيون مالى ايران تبديل به آميختهاى از مشاوران مالى انگليسى - روسى - بلژيكى - ايرانى گرديد .
در شرايط جنگ ، نمايندگان بورژوازى ملى از سرمايهگذارى براى توليدات صنعتى خوددارى كردند ، برتر شمردند سرمايههايشان را نگاهدارند ، يا براى توليد كالاهاى كوچك ، سوداگرى ، معاملات زمينهاى كشاورزى و رباخوارى به كار برند . فراوانى امتيازهاى خارجى ، مانند سابق ايرانيان را از امكان بهرهبرى از ثروتهاى طبيعىشان بازمىداشت .
درعينحال جنگ جهانى اول باعث ايجاد چند خط آهن در برخى از شهرهاى مرزى ايران گرديد . نخستين راهآهن باريك از جلفا به تبريز و يك شاخه آن به كناره درياچه اروميه ( صوفيان - شرفخانه ) ساخته شد . پس از ساختمان راهآهن روسى در ماه مه 1916 انگلستان هم يك رشته خط آهن از شمال باخترى هندوستان ، از نيشكى به ميرجاوه و زاهدان كشيد .
از اين خط پس از جنگ به عنوان يك شاهرگ تجارتى بهرهبردارى شد . بنا به ملاحظات استراتژى جنگى ، ارتش روس و انگليس قسمتى از راههاى خاكى و گذرگاههاى ايران را تعمير كردند . شمارهء كارگران صنعت نفت در منطقه شركت نفت ايران و انگليس افزايش يافته و تا اندازهاى توليد كالاهاى كماهميت محلى بيشتر از سابق شد .
ارتشهاى انگليس ، روس و ترك در منطقهء زير اشغالشان هر كارى مىخواستند خودسرانه انجام مىدادند ، خواربار ، دامها ، حيوانات بارى و محصولات را مصادره مىكردند . دهقانان از بيدادگرى و خودسرى فئودالهاى محلى و خانهاى عشاير كوچنشين بيش از پيش رنج مىكشيدند . دولت مركزى از وصول ماليات استانها عاجز بود . در كشور
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 418
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٤١٨