شمال كشور و مناطق كوهستانى استان گيلان بود ، در اين مناطق پارتيزانها مواضع خود را در جنگلهاى سختگذر برگزيدند و بنابراين پيكارجويان اين منطقه به « جنگلىها » ناميده شدند . رهبر پارتيزانهاى جنگلى كوچك خان بود .
كوچك خان كه فرزند يك بازرگان خردهپاى رشتى بود از ميان خرده بورژواهاى شهرى بپاخاست . او كه آموزش دينى را فراگرفته بود فعالانه در انقلاب 1905 - 1911 ايران شركت داشت . كوچك خان در آغاز جنگ به سوى فعاليتهاى كميته « اتحاد اسلام » كشانده شد و در پايان به سال 1914 با چند تن از همفكرانش در گيلان به سازمان دادن يكانهائى به منظور شركت در جهاد عليه خارجيها پرداخت . افراد اين يكانها شامل دهقانان ، دهقانان مزدور كرد ، خرده بورژواها ، صنعتگران و قسمت كوچكى از روحانيان ، مالكان كوچك ، و تا اندازهاى مالكان و روشنفكران بودند . برنامهء اين گروه متحد شامل سه ماده بود : بيرون راندن اشغالگران و به چنگ آوردن استقلال ايران ، برقرارى نظم و سامان در كشور و از ميان بردن بيدادگرى ، پيكار با بيداد و خودكامگى . شعار تبليغاتى اين گروه ، اتحاد همه مسلمانان بود . رهبران اين گروه ، كميتهء محلى « اتحاد اسلام » را تشكيل دادند ، اين كميته شامل 72 تن بود كه بيشتر اعضاى آن روحانيان محلى بشمار مىآمدند .
شبكه جاسوسى آلمان - ترك در ايران به اميد اينكه استانهاى شمالى ايران را به منطقهء عمليات جنگى عليه روسها تبديل كنند ؛ با كوچك خان تماس گرفتند و به او اسلحه رساندند . در ميان جنگلىها چند افسر آلمانى و اطريشى وجود داشتند ، اينان اسيران جنگى فرارى از اردوگاههاى روسى واقع در تركستان بودند حتى چند تن افسر ترك هم در ميان جنگليها ديده مىشدند . جنبش جنگلىها از سوى مستوفى الممالك نخستوزير وقت ايران تائيد گرديد .
يكانهاى جنگل در نبرد عليه سپاه ژنرال باراتوف شركت كردند . در آغاز 1916 ارتش روس در ناحيه ماسوله شكست سختى به جنگلىها وارد آورد ، پس از اين شكست تقريبا يك سال جنگليها به هيچگونه عمليات رزمى تن درندادند . از سال 1917 اينان دوباره در گيلان نبرد را آغاز كردند و نفوذشان در مناطق كنارهاى مازندران و استراباد ، گسترش يافت .
وضع اقتصادى ايران در پايان جنگ
اشغال ايران به وسيله ارتشهاى دولتهاى متخاصم ، انجام عمليات جنگى در خاك