نيروهاى متحد ارتش دولتى و داوطلبان شكست خوردند و محمد على ناگزير شد در آغاز سال 1912 - دوباره به خارج بگريزد .
سركوبى انقلاب 1905 - 1911 ، سرشت و اهميت اين انقلاب
ماجراى ناكامى شاه سابق به مرتجعان داخلى نشان داد كه با نيروى خودشان قادر نخواهند بود ، به تنهائى انقلاب را سركوب كنند . اين كار تنها با كمك مستقيم نيروهاى مسلح دولتهاى امپرياليستى - انگلستان و روسيه انجام گرفت ، ارتشهاى اين دولتها چند شهر و منطقه ايران را اشغال كردند . ضمن اكتبر 1911 در بندر جنوبى ايران ، بوشهر يكانهاى تازهاى از نيروهاى انگليسى پياده شدند ، و سپس به سوى شيراز و شهرهاى جنوبى ديگر گسيل گرديدند . در نوامبر 1911 ، نيروهاى تازهاى از روسيه وارد خاك ايران گرديدند . تحريكات شوستر كه با نمايندگان دولت تزارى در تهران در رابطه با مصادره اموال برادر شاه سابق شعاع السلطنه ، به نزاع پرداخت ، به دست روسها بهانه داد كه نيروهاى بيشترى به خاك ايران بفرستند .
در نوامبر 1911 نماينده دولت تزارى روس با پشتيبانى انگليسها از دولت ايران خواست كه شوستر را به استعفا وادارد و از اين به بعد هم هيچ مستشار خارجىاى را بدون اجازه دو دولت روس و انگليس استخدام نكند . در برابر اين التيماتوم كه آشكارا حق حاكميت ايران را نقض مىكرد در كشور طوفانى از خشم مردم به خروش آمد ؛ مجلس ناگزير شد اين التيماتوم را رد كند . در اين هنگام دولت تزارى روس يكانهاى نيرومندى از ارتش را به آذربايجان ، گيلان و خراسان اعزام داشت . اين نيروها پايدارى يكانهاى داوطلب ايران را درهم شكستند و انقلاب را در شمال كشور كاملا سركوب كردند ، رهبران فدائيان و انجمنها را بيرحمانه از ميان بردند . در جنوب هم انقلاب به وسيله ارتش انگليس سركوب شد . در همين هنگام ضمن دسامبر 1911 در تهران كودتائى ضدانقلابى به وسيله نيروى دولتى پليس و يكانهاى بختيارى رويداد . مجلس و انجمنها تعطيل و روزنامههاى چپ توقيف شدند . اين گونه انقلاب ايران بهكلى سركوب گرديد .
انقلاب 1905 - 1911 ، انقلابى بورژوازى ، ضد فئودالى و ضد امپرياليستى بود ، نيروهاى اين انقلاب در آذربايجان و گيلان عناصر پيشرفته بورژوا - دموكرات بودند .
مهمترين نيروى محركه اين انقلاب دهقانان ، طبقه كارگر كه تازه وارد ميدان شده بود ،