را به دولت تحميل نمود ، زمينهء واگذارى امتيازهاى نفت و راهآهن را از سوى ايران به دولت امريكا آماده كرد . او پشتيبانى دموكراتها را به خود جلب و حتى روابط بسيار نزديكى با داشناكها ، خانهاى بختيارى و عناصر ارتجاعى ديگر برقرار نمود . او كه كوشش داشت در ايران خودسرانه به كار پردازد و از دولت ايران تبعيت نكند ، براى خودش پليس پنهانى سازمان داد و كوشيد نيروهاى مسلح ايران را در اختيار بگيرد بنابراين نيروى مسلح 10 - 12 هزار نفرىاى به نام ژاندارمهاى مالى تشكيل داد ، گويا اين نيرو را براى جمعآورى ماليات بسيج كرد . او مىپنداشت كه يگانه نيروى منظم ايران ( بريگاد قزاق ) بيش از 1500 تن نيست ، بنابراين تشكيل نيروى 10 - 12 هزار نفرى به نام ژاندارم مالى مىتواند هم ماليه و هم نيروى مسلح كشور را در اختيار امريكا قرار دهد . شوستر كوشش داشت مدت اختيارات تام و فوق العاده خود را به مدت 40 سال تمديد كند . اين امريكائى كه دولت روسيه و موضعش در ايران را مانع بزرگى در راه اجراى نقشههاى امريكا مبنى بر انقياد ايران مىانگاشت ، سعى مىكرد به انگلستان متكى شود و كوشش داشت ميان ايران و روس نزاع راه بيندازد . او با سياست تحريكآميزش زيان بزرگى به ايران وارد آورد . شوستر در حالى كه دولت و وزيران ايران را از قصدش آگاه نمىكرد ، دربارهء وامها ، امتياز راهآهن ، درباره خريد اسلحه و غيره مذاكراتى انجام مىداد و از راه واگذارى يا رد اعتبار مالى به وزيران منتهاى فشار را به دولت ايران وارد مىآورد .
تلاش محمد على براى بازپس گرفتن تاج و تخت
تلاش دولت ليبرال براى سركوبى جنبشهاى دموكراتيك ، مقيد شدن روزافزون دولت ايران به وسيله دولتهاى امپرياليست ، تجديد فعاليت مرتجعان در منطقههاى گوناگون كشور - همه اين انگيزهها شاه سابق را برانگيخت تا دوباره هوس تصرف تاج و تخت ايران را در سر بپروراند . در ژوئيه 1911 ضمن چشمپوشى و مساعدت پنهانى دولت تزار روس محمد على ، از درياى خزر گذشت و در كناره جنوب خاورى آن يعنى گمشتپه پياده شد . او با كمك برخى از رهبران مرتجع تركمن توانست نيروى مسلحى چند هزار نفرى را جمعآورى و به سوى تهران حركت كند . در همين هنگام برادرش ، سالار الدوله در كردستان و حاكم مراغه ( آذربايجان ) به نام صمد خان شجاع الدوله ، خانهاى شاهسون و چند فئودال مرتجع ديگر در منطقه خودشان قيام كردند .
تعرض شاه سابق خشم تودههاى مردم ايران را برانگيخت . دوباره يكانهاى داوطلب مسلحى سازمان يافتند . در پائيز 1911 ، يكانهاى شاه سابق و هواخواهانش در برابر