طالش ، استراباد و درگز دوباره آتش شورش و طغيان برافروخته شد . اعتصاب كارگران و كارمندان برخى از مؤسسات ( تلگرافخانهها ، چاپخانهها ، مستخدمان وزارتخانهها ) آغاز گرديد . جنبش ضد امپرياليستى گستردهاى عليه حضور ارتشهاى خارجى در ايران رويداد .
در سرتاسر كشور مصرف كالاهاى بيگانه تحريم شد .
دولت مستوفى الممالك و ميسيون . م . شوستر
چون دولت سپهدار نتوانست ايران را از بنبست اقتصادى و سياسى بيرون بياورد ، ناگزير در ژوئيه 1910 كنار رفت و به جاى او مستوفى الممالك كه از سوى « دموكراتها » پشتيبانى مىشد نخستوزير گرديد . اعضاى دولت تازه هم شامل نمايندگان مالكان فئودال بودند و همه مىكوشيدند روند انقلابى تودهها را كور كنند ، البته براى اين منظور با مرتجعان شناخته شده و دولتهاى امپرياليستى ساختوپاخت داشتند . يكى از كارهاى اين دولت خلع سلاح يكانهاى فدائى به وسيله چريكهاى بختيارى و پليس در تهران بود .
در زمينه سياست خارجى ، دولت مستوفى الممالك به آلمان و ايالات متحد امريكا گرايش داشت ، ولى درعينحال سياست خود را مانند سپهدار بر پايهء خواستههاى دو دولت انگليس و روس توجيه مىكرد .
اما دولت مستوفى الممالك هم در اثر ناتوانى در حل مسائل نامبردهء پيش ، در آغاز سال 1911 كنار رفت و به جاى او دوباره سپهدار به نخستوزيرى منصوب شد ، اين يكى هم همان سياست پيشين را دنبال كرد . در بهار سال 1911 سپهدار وام تازهاى به مبلغ يك ميليون و دويست و پنجاه هزار ليره استرلينگ از انگلستان گرفت . سپهدار به عنوان « ايجاد امنيت و آرامش » كوشش مىكرد تا ممكنست جنبشهاى دموكراتيك را خفه كند .
به سال 1911 يك هيئت مستشارى مالى امريكائى به رياست م . شوستر وارد ايران گرديد . اعزام ميسيون شوستر نخستين تلاش جدى امپرياليسم دولت امريكا به منظور به كار گرفتن سرمايههاى امريكائى با شرايط استثمار استعمارى ايران بود . در نخستين سالهاى 30 سدهء 19 چند ميسيونر مذهبى امريكائى در ايران اقامت گزيدند و در آغاز انقلاب ايران اينها در اروميه ، تبريز ، همدان ، رشت ، قزوين ، تهران سخت فعاليت داشتند . دولت ايران و مجلس در زمينه اداره امور مالى به شوستر اختيارات تام داد ( نظارت بر كليه عمليات مالى كشور ازجمله امتيازات ، وامها ، وصول ماليات و درآمدهاى ديگر دولت ، تنظيم بودجه دولت ، ايجاد بنگاهها و ادارات مالى و غيره ) .
شوستر امريكائى زير نقاب علاقمندى به استقلال ملى كشور ايران ، وامهاى خارجى