تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
فراكسيون « اعتداليون » هم خود را به حزبى به همين نام منسوب مىكرد . اين فراكسيون در مجلس دوم نقش راست افراطى را به عهده داشت ، از منافع اريستوكراتهاى فئودال ، مالكان و بورژوازى وابسته ( كمپرادور ) دفاع مىكرد ، و بيگمان در جهت خواسته‌هاى انگلستان و تزاريسم گام برمىداشت . در سياست خارجى هم اين فراكسيون صددرصد از دولت‌هاى نامبرده پيروى مىكرد . در فاصله ميان مواضع دو فراكسيون نامبرده ، گروه‌بندى مالك - بورژواى كوچكى به نام حزب « اتحاد و ترقى » خودنمائى مىكرد . اين حزب فقط 4 نماينده در مجلس داشت . گذشته از حزبهاى سياسى مالك - بورژواى نامبرده بالا ، در تبريز ، رشت و شهرهاى شمالى ديگر ايران گروههاى كوچكى كه وابسته به مجاهدين سوسيال دموكرات بودند ، وجود داشتند ، اعضاى اين گروهها معمولا خرده بورژوا به‌شمار مىآمدند . اينان نماينده‌اى در مجلس نداشتند و در ميان قشرهاى دموكراتيك توده‌ها كار مىكردند ، باشگاههاى سياسىاى پديد آوردند ، ميتينگ‌هائى را برپا مىداشتند و سياست‌هاى دولت‌هاى امپرياليستى را فاش مىكردند . در پائيز 1909 بنا به تصميم كميتهء بلشويكى باكو ، گ . ك . ارجنيكيدز به رشت وارد شد ، او كمك‌هاى شايانى در زمينهء ايدئولوژى ، سياسى و سازمانى به جنبش دموكراتيك گيلان كرد . به ابتكار او در رشت باشگاه بين الملل ايجاد شد . گ . ك . ارجنيكيدز ، پندارهاى ماركسيستى را تبليغ مىكرد ، جلسه‌هاى بحثى را دربارهء انقلاب 1905 روسيه ، دربارهء اوضاع بين‌المللى ، دربارهء پيكارهاى كارگران و دهقانان ايرانى ، رهبرى مىكرد . او سياست دولتهاى امپرياليستى را فاش و از فعاليت‌هاى داشناك‌ها پرده برداشت . به ابتكار گ . ك . ارجنيكيدز ، گروه سوسيال - دموكرات رشت بخش « مانيفست كمونيستى » نوشتهء ماركس به زبان فارسى ترجمه گرديد ؛ ترتيبى داده شد كه مطبوعات بلشويكها را از آنسوى مرز به ايران وارد كنند ، اين نشريات از طريق باشگاههاى سياسى ميان ايرانيان پخش مىگرديدند . گ . ك . ارجنيكيدز در ميان قشرهاى دموكراتيك توده‌هاى رشت از اعتبار چشم‌گيرى برخوردار بود . او در تابستان 1910 از ايران خارج شد . پس از سرنگونى محمد عليشاه در بسيارى از شهرهاى ايران دوباره انجمن‌ها تأسيس شدند و مطبوعات آزادانه نشر يافتند . اما اين انجمن‌ها از اعتبار و محبوبيتى كه ضمن دورهء اول مجلس در زندگى سياسى كشور به دست آورده بودند هم‌اكنون بهره‌اى نداشتند . سازشكارى عناصر ارتجاعى حاكم ، در رابطه با سياست‌هاى دولت‌هاى امپرياليستى ، اعتراض قشرهاى دموكراتيك مردم را برانگيخت . در بسيارى از شهرها در اثر گرانى و نايابى گندم و تحميل ماليات‌هاى تازه طغيان و شورش درگرفت . در منطقه‌هاى آستارا ،