تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
نكرد و اين گونه كار چشم‌گيرى را انجام نداد . خطمشى مجلس دوم تنها كوشش براى فاصله گرفتن اين مجلس از توده‌هاى مردم بود . در آغاز برخى مسائل كم‌وبيش مهم در پشت درهاى بسته و كميسيونهاى مجلس مطرح مىگرديد ، و سپس در مجلس علنى مورد مذاكره قرار مىگرفت . اما در اين جلسات عمومى مجلس هم تماشاچيان كه در نتيجه خشم محافل اجتماعى و روزنامه‌هاى چپ برانگيخته شده بودند مانع از گرفتن تصميم نمايندگان مىشدند ، مردم خواهان طرح كليه مسائل در جلسهء علنى بودند . در مجلس دوم دو فراكسيون « اعتداليون » و « دموكراتها » فعاليت داشتند . فراكسيون « دموكرات » وابسته به حزب دموكرات بودند كه پس از تشكيل مجلس دوم تشكيل شد و منعكس كننده منافع بورژوازى ملى بود . اعضاى اين حزب اغلب از روشنفكران راديكال ، بورژواها ، مالكان ، بازرگانان و تا اندازه‌اى صنعتگران بودند ، اين حزب كوشش مىكرد كارگران و دهقانان را به سوى خود بكشاند . به اين منظور 10 ساعت كار روزانه ، يك روز تعطيل در هفته ، تحريم كار كودكان تا 14 ساله ، وضع قانون عادلانه‌اى بر پايه روابط مالك و دهقان ، لغو پرداخت بهرهء مالكانه اضافى و وظايف تحميلى فئودالها به دهقانان ، الغاى قدرت سياسى مالكان در دهات ، تقسيم زمين‌هاى دولتى ميان دهقانان ، در برنامهء اين حزب گنجانده شد . علاوه بر اين خواسته‌ها در برنامهء حزب دموكرات از دفاع رژيم مشروطه ، آزادى بيان و مطبوعات ، آزادى فردى و مصونيت خانه و آزادىهاى بورژوائى ديگر سخن به ميان آمده بود . حزب دموكرات همچنين جدائى روحانيت از دولت ، تحويل املاك وقف به دولت براى هزينهء فرهنگ ، انجام آموزش اجبارى ، صدور قانونى عليه احتكار و غيره را خواستار بود . حزب دموكرات نتوانست دهقانان ، كارگران و قشر گسترده خرده بورژوازى را به سوى خود بكشاند و به اين ترتيب به صورت يك حزب نسبتا كوچك بورژوازى درآمد . در زمينهء سياست خارجى دموكراتها بارها بيشتر از « اعتداليون » عليه نفوذ روسيه تزارى و انگليسها تظاهر مىكردند و كوشش داشتند خود را به دولت‌هاى امپرياليست ديگر يعنى آلمان و ايالات متحده امريكا متكى كنند . رهبر فراكسيون دموكرات در مجلس دوم سليمان ميرزا اسكندرى بود . حتى حسن تقىزاده ، ملك الشعراى بهار ، حسينقلى خان نواب و ديگران هم نقش مهمى را در اين حزب ايفا مىكردند . حزب دموكرات در مشهد ، تبريز و چند شهر ديگر شعبه‌هاى كوچكى را سازمان داد . ارگان مطبوعاتى اين حزب در تهران روزنامه « ايران نو » بود كه در اوت 1909 انتشار يافت .