محلى به پيكار برخاست .
همراه با اين اقدامات ، مجلس كه بيشتر نمايندگانش از عناصر مالك - بورژوا تشكيل شده بود ، از اوج گرفتن جنبش دموكراتيك در هراس بود و بنابراين بهطوركلى نسبت به قيام دهقانان ، انجمنهاى انقلابى و سازمان مجاهدين و فدائيان دشمنى مىورزيد . اكثريت نمايندگان مجلس هواخواه حفظ قدرت فئودالهاى باقيمانده در روستاها و مخالف هرگونه دگرگونىاى در روابط موجود ميان دهقانان و مالكان بودند .
در آغاز سال 1907 مجلس تعرض عليه انجمنها ، سازمان مجاهدين و فدائيان را آغاز كرد . اين تعرض را روحانيان برانگيختند . در 18 فوريه ( 3 مارس ) 1907 نمايندهء روحانيان رشت در مجلس به نام بحر العلوم اعلام كرد كه انجمن رشت آرامش مردم را بهم مىزند و اينكه انجمن چيزى جز « كانون انقلاب و هرجومرج نيست » . در 27 مارس ( 9 آوريل ) آيت اللّه طباطبائى اعلام داشت : « ما دامى كه مجلس وجود دارد ، انجمن اضافى است و باعث نابسامانى و سوءتفاهم در كشور مىشود » . او از مجلس خواست به وزير كشور مراجعه و از او بهخواهد تا اقدامهائى عليه « فعاليتهاى زيانبخش انجمنها انجام دهد » ، مجلس هم با اين پيشنهاد موافقت كرد .
مجلس نسبت به سازمان مجاهدين و فدائيان پندار كينهتوزانهترى داشت .
در اول آوريل 1907 مجلس قانونى را دربارهء انجمنهاى ايالتى و ولايتى تصويب كرد كه بهموجب آن تا اندازهاى به آنها حق نظارت در سازمانهاى ادارى دولت را در ايالات ، مىداد ، اما درعينحال قشرهاى دموكراتيك مردم را از شركت در انتخابات انجمن محروم و حق مداخلهء در امور سياسى را از انجمنها سلب كرد .
شاه و ارتجاع كه ازهمپاشيدگى آينده هواخواهان مشروطيت را پيشبينى مىكردند ، به سال 1907 نيروهائى را براى حمله به آنها گردآوردند . شاه امين السلطان مرتجع را از خارجه فراخواند و او را بهجاى مشير الدوله ليبرالمآب به نخستوزيرى منصوب كرد . در اراك ( سلطانآباد ) ، قم ، ماكو ، قرهداغ ، تهران و شيراز ، ضمن بهار و تابستان سال 1907 حملههاى فئودالهاى مرتجع عليه جنبشهاى دموكراتيك و شركتكنندگان در اين جنبشها آغاز گرديد . در ماه مه 1907 شاه از امضاى متمم قانون اساسى كه بهوسيله كميسيون مجلس آماده شده بود ، خوددارى كرد . اين چگونگى باعث تظاهرات تودهها در تهران و اعتصاب عمومى در تبريز گرديد .
امين السلطان عناصر مرتجع را به حملههاى تحريكآميز عليه مردم برمىانگيخت ، و اين وضع خشم و اعتراض مردم را تندتر كرد ؛ در 18 اوت 1907 امين السلطان بهوسيله يكى از اعضاى سازمان فدائيان ترور شد .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 385
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٣٨٥