تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
در اين هنگام كارگاهها و كارخانه‌هاى ملى هم تأسيس شدند . به سال 1858 / 59 در نزديكى تهران يك كارگاه ريسندگى تأسيس شد كه پس از چند سال از كار افتاد . به سال 1879 / 80 حسين خان سپه‌سالار در تهران كارخانهء گاز را بنيان نهاد كه بعدها به كمپانى بلژيكى واگذار شد . به سال 1890 / 91 صدراعظم امين الدوله ، نزديك تهران يك كارخانه كبريت‌سازى تأسيس كرد . به سال 1899 / 1900 يك كارخانه قندسازى در كهريزك ايجاد گرديد . به سال 1894 / 95 صنيع الدوله در تهران يك كارگاه ريسندگى تأسيس كرد . علاوه‌براين در نيمه دوم سدهء 19 ، در تهران ، اصفهان ، گيلان ، مازندران و جاهاى ديگر كارخانه‌هاى ديگرى تأسيس شدند : كارخانه كاغذسازى ، نساجى ، ظرف‌سازى ، ابريشم‌بافى و غيره از آن جمله بودند ، اما بيشتر اين تلاشها در اثر رقابت كالاهاى خارجى بىنتيجه ماندند و تأسيسات ناگزير به تعطيل شدند . بسيارى از كارگران و صنعتكاران بىكار ماندند . اينها هم به دهقانان ورشكسته و فقر زده ملحق گرديدند و توده عظيمى از مردم گرسنه را پديد آوردند . هزارها تن از دهقانان ، كارگران ، پيشه‌وران ورشكسته كه از گرسنگى و بينوائى جان سالم بدر مىبردند در پايان سده 19 - آغاز سده 20 هرسال براى كار به روسيه - قفقاز و كناره‌هاى درياى خزر مهاجرت مىكردند . تنها از آذربايجان ايران به سال 1905 ، 62 هزار تن به روسيه مهاجرت كردند . در پايان نخستين دهه سدهء 20 جمع كوچندگان ايرانى به خاك روسيه در حدود 200 هزار تن بودند .

پيدايش بورژوازى ملى

عناصر پيشرفته‌اى كه از ميان بورژوازى ملى و مالكان ليبرال برخاستند ، رفته‌رفته احساس كردند كه سياست شاه و فئودال‌هاى بلندپايه در مورد ادارهء امور كشور بسيار خطرناك و هلاكت‌بار است و در ميان اين قشر از مردم پندار بورژوازى ملى پديد آمد . اين احساس ملى نخست در ميان روشنفكران پديدار شد . يكى از نمايندگان برجستهء بورژوازى ملى ايران در نيمه دوم سده 19 ملكم خان بود كه در پاريس تحصيل كرده بود . هنگاميكه به ايران برگشت ، در وزارت امور خارجه به كار گماشته شد و جزو صاحبمنصبان بلندپايه آن وزارت‌خانه درآمد . به سال 1858 با شركت فعال او گروه سرى « آدميت » طبق نمونهء لژ فراماسيون سازمان يافت ؛ قسمت عمدهء اعضاى اين گروه تحصيل‌كرده‌هاى اروپا و نمايندگان روشنفكران ليبرال بودند . ملكم خان از طريق اين گروه بگونه‌اى سرى به انتشار پندارهاى اصلاحات رژيم سياسى و برقرارى يك رژيم « طبيعى » يعنى محدود كردن اختيارات سلطنت و تا اندازه‌اى آزاديهاى بورژوائى ،