از كشور به وسيله مهاجران ايرانى ( « اختر » در استانبول ، « حكمت » در مصر ، « حبل المتين » در هندوستان و غيره ) از آن جمله بودند .
در نخستين سالهاى سدهء 20 در ايران سازمانهائى سرى به منظور پيكار عليه سازشكارى - هاى دولت شاه با بيگانگان و انجام اصلاحاتى در چارچوب خواستههاى بورژوازى تشكيل شد . از سال 1901 به بعد در تهران گروهى سرى پديد آمد كه به وسيله پخش اعلاميههاى پنهانى عليه وامهاى خارجى شاه و صدراعظم ايران ، تبليغات را آغاز كرد .
به سال 1905 از ميان مالكان ليبرال ، بورژواها ، صنعتگران سطح بالا ، روحانيان روشنفكر انجمنى سرى به نام « انجمن مخفى » تشكيل شد ، هدف اين انجمن بگونهايكه در اساسنامهاش ذكر شده بود ، بيدار كردن تودههاى مردم ايران و انجام طرحهاى اصلاحى در سرتاسر كشور بود . اعضاى اين انجمن ضمن جلساتشان عليه سوءاستفاده و رشوهخوارى مأموران دولت و قسمتى عليه كارمندان بلژيكى اداره گمرك كه در رأس آنها نوز بود ، اظهار نظر مىكردند . ريشه همه اين مخالفتها با دولت رنگ مذهبى داشت و به احكام قرآن و قوانين اسلام استناد مىشد .
در ماه مه 1905 خواستههاى زير ضمن مراجعه به وزيران و انتشار در روزنامهها به وسيله اين انجمن اعلام شد : تأسيس شوراى « عدالتخانه » كه كارش تهيه قوانين عادلانه در زمينهء دعاوى قضائى حقوقى و جزائى بود ، اصلاح سيستم ماليات ، برقرارى نظم و انضباط در ارتش ، تعيين حقوق و وظايف حكام و شهروندان ، محدود كردن فعاليتهاى وزيران و ملاها در حدود قوانين شريعت ، تشويق بازرگانان داخلى ، تجديد سازمان گمرك و وضع عوارض گمركى به منظور حمايت از كالاهاى ايرانى در برابر رقابت كالاهاى خارجى ، ايجاد كارخانهها و كارگاهها ، استخراج معادن و تأسيس مدارس غير مذهبى ، سروسامان دادن به وضع خواربار و ايجاد سامان در پرداخت مستمرىها و حقوقها . البته دربارهء سرشت بورژوامنشانهء اين تقاضاها جاى شك و ترديد نيست .
جنبشهاى تودهاى در نيمهء دوم سدهء 19 و نخستين سالهاى سدهء 20
پس از قيام بابىها در سالهاى 1848 - 1852 ، تا پيش از سالهاى 90 سدهء 19 در ايران جنبش تودهاى مهمى ، به استثناى چند فقره شورشهاى خودبخودى كه عليه دولت شاه و فئودالها انجام گرفت ، روى نداد . در آغاز سالهاى 60 شورشهايى خودبخودى از سوى دهقانان آذربايجان ، خراسان ، فارس ، اصفهان و خوزستان پديد آمد . به انگيزهء قحطى و