ايران مىگشودند .
در پايان سدهء 19 - آغاز سدهء 20 در دستگاه دولت ايران تنى چند از بلژيكىها كار مىكردند . به سال 1898 دولت ايران سه تن از كارمندان بلژيكى را كه در رأس آنها نوز بود به منظور سازمان دادن اداره گمرك ، طبق نمونه اروپائى به كار فراخواند : قبلا درآمد گمرك ايران به وسيله اجاره وصول مىشد . در پايان سال 1902 قريب 30 تن كارمند بلژيكى در گمرك ايران كار مىكردند . به سال 1904 نوز به عنوان مدير كل گمرك ايران و سپس به وزارت پست برگزيده شد . علاوهبر اين مقام ، رياست خزانه ، اداره امور گذرنامه و عضويت شوراى دولتى به او واگذار گرديد . اما مأموران بلندپايهء بلژيكى ضمن انجام كارهايشان نقش مستقلى را انجام نمىدادند ، در بيشتر موارد اينان واسطهء انجام سياست - هائى بودند كه به سود دولتهاى انگلستان و روسيه تزارى تمام مىشدند ، فقط نمايندگان اين دولتها فعاليتهاى نوز را رهبرى مىكردند .
در آغاز سدهء 20 ايران به ميزان چشمگير و آشكارى در آستانهء 1905 - 1911 استقلال ملى خود را از دست داد . شاه ، بسيارى از وزيران ، حكام و خانهاى فئودال ، اينها همه به ابزارهائى به منظور انجام سياستهاى امپرياليستها ، تبديل گرديدند . ميان امپرياليستهاى خارجى و فئودالهاى بلندپايه ايرانى اتحادى پديد آمد ، البته اين اتحاد موقعيت دارودسته فئودالهاى حاكم را استوار مىكرد .
ناصر الدين شاه سه بار به خارج از كشور ( روسيه و اروپا ) سفر كرد ( در سالهاى 1873 ، 1878 و 1889 ) . پس از بازگشت از اين سفرها برآن شد در دستگاه حكومتش برخى نوگرائى هاى ظاهرى را كه عبارت از دگرگونيهائى در سازمان دولت و دربار شاه به سبك اروپائيان بود ، برقرار كند . وزارتخانههاى تازهاى ازجمله وزارت كشور ، دادگسترى ، فرهنگ ، پست و تلگراف را در دستگاه دولت پديد آورد ؛ چند مدرسه غير مذهبى به سبك اروپائى براى تحصيل فرزندان اشراف بنا نهاد ؛ درباريان را وادار كرد تا به شيوهء اروپائيان لباس بپوشند . اقدامهائى را به منظور محدود كردن قدرت قضائى روحانيان بلندپايه انجام داد .
اما اين اقدام بسيارى از آنان را عليه شاه برانگيخت . اقدامات شاه به منظور فرنگىمآب كردن ايران در اصول اقتصاد فئودالى و نظام سياسى ايران مؤثر واقع نشد ، اين كارها چيزى را عايد كشور و تودههاى مردم نكرد فقط به سود نفوذ استعمارى خارجيان در ايران تمام شد .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 368
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٣٦٨