درجهداران تيپ از ميان فرزندان خانها و مباشرانشان برگزيده مىشدند . ديرى نپائيد كه اين بريگاد قزاق به تنها يكان رزمى منظم و باانضباط ايران تبديل گرديد و نقش مهم گارد سلطنتى را به عهده گرفت .
اين گونه دولت تزارى روس داراى موقعيت استوارى در تهران شد . اين دولت مىكوشيد تا نفوذ سياسى خود را در ايران ، از طريق دولت مركزى شاه ، اعمال كند و بنا براين به استوارى قدرت شاه علاقمند بود . علاوهبراين كنسولهاى تزارى ، بانك استقراضى ، مؤسسات صاحب امتياز روسى و كانالهاى ديگرى از اين قدرت تزار بيشترين بهره را مىبردند .
دستگاه حاكم امپرياليستى انگليس در صحنهء ايران با روسيه تزارى رقابت مىكرد و بنابراين خواهان ناتوانى دولت مركزى ايران بود . انگليسها از پراكندگى قدرت در كشور و روحيهء جدائىخواهى خانها ، مثلا شيخ خزعل در خوزستان و حتى بختياريها و بلوچها و خانهاى ديگر ، پشتيبانى مىكردند .
در پايان سدهء 19 انگليسها بارها به سرزمينهاى ايران تاختند و قسمت مهمى از مناطق مرزى ايران ازجمله خاور بلوچستان و بخشى از سيستان را تصرف كردند . تصرف اين مناطق به وسيله به اصطلاح كميسيون تعيين حدود مرز ( در مكران 1870 - 1871 و در سيستان 1872 ، 1896 ، 1903 - 1905 ) تائيد شد ، در اين كميسيون نمايندهء ارتش انگليس در سرزمين ايران حضور داشت .
سرداران بلوچ ( رهبر عشاير ) مرتبا از انگلستان كمك مالى ( ماهيانه از 100 تا 500 روپيه ) و اسلحه دريافت مىكردند . اينان به دولت ايران ماليات نمىپرداختند و آشكارا از دولت سرپيچى مىكردند .
انگليسها چيرگى خود را در خليج فارس هم استوار كردند . به بهانهء « پيكار با راهزنان دريائى » و « جلوگيرى از تجارت برده » تمام پهنهء خليج فارس زير نظارت نيروى دريائى انگلستان قرار داشت . شيخهاى محلى عرب كاملا زير فرمان انگليسها بودند و طبق قراردادهاى منعقده وظيفه داشتند با انگليسها در حال صلح باشند ، كليه دعاوى را بايستى نمايندهء دولت بريتانيا در بوشهر كه به قول لرد كورزن « شاه بدون تاج خليج فارس » بهشمار مىرفت ، حلوفصل مىكرد .
انگليسها به منظور استوارى نفوذ سياسيشان در ايران نهتنها از نمايندگان سياسى و كنسولهايشان در ايران بهره مىبردند ، بلكه شعبات بانك شاهنشاهى ، كمپانى نفت ، شركتهاى راه و كشتىرانى ، تلگرافخانهها ، ميسيونرهاى مذهبى انگليسى كه بيشترشان در شهرهاى مركزى و جنوبى ايران متمركز بودند ، راه پيشرفت نفوذ سياسى بريتانيا را در
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 367
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٣٦٧