از هندوستان به ايران مىفرستادند . كارمندان انگليسى تلگرافخانهها و شعبات آن از حقوق برونمرزى در ايران بهره مىبردند و حتى تلگرافخانهها را به عنوان محل بست به دادخواهان واگذار مىكردند « تلگرافچى » هاى انگليسى با مردم محلى تماس مىگرفتند ، فعالانه در امور داخلى ايران مداخله داشتند ، نقش حكم يا ميانجى را در منازعات محلى ايفا مىكردند و به تبليغات مىپرداختند . تلگرافخانهها و شعبات آن به بخشهاى گستردهاى از شبكه جاسوسى انگلستان در ايران تبديل گرديدند و به عنوان عملىترين وسيله براى استوارى سياست نفوذ بريتانيا در اين كشور بهشمار مىآمدند .
در پى گرفتن امتياز تلگراف ، انگليسها برآن شدند از منابع ثروت ملى ايران به ميزان گستردهاى بهرهكشى كنند .
در ژوئيه 1872 يكى از اتباع بريتانيا به نام بارون . يو . رويتر امتيازهائى را كه از نظر ملت ايران اسارتبار و ورشكستكننده بودند ، به شرح زير از شاه گرفت : حق انحصارى ساختن راهآهن و ترامواى ، استخراج معادن نفت و معادن ديگر ( به استثناى طلا ، نقره و سنگهاى گرانبها ) ، بهرهبردارى از جنگلها ، ايجاد كانالها و قناتها و بهطوركلى تأسيسات آبيارى . رويتر با پرداخت 20 هزار ليره انگليسى به شاه اختيار اداره و وصول گمركات را در سرتاسر ايران به مدت 25 سال به دست گرفت ؛ علاوهبراين به او قول داده شد كه امتياز تأسيس بانكها ، ساختمان راههاى شوسه ، خطوط تلگرافى ، كارخانهها و كارگاهها و غيره به او داده خواهد شد . زمينهائى را كه رويتر براى انجام كارهايش لازم داشت به رايگان در اختيار مىگذاشتند ، هرچه مىخواست مىتوانست از نيروى كار محلى بهره ببرد و درآمدش تا اندازهء معينى از سوى دولت تضمين شد . امتياز گيرنده از پرداخت كليه مالياتها و عوارض خارجى و داخلى معاف بود . به ازاى همهء اين امتيازها رويتر موظف بود از 15 تا 20 % سود خالص حاصله از كارهايش را به دولت ايران بپردازد . براستى ناصر الدين شاه با دادن چنين امتيازى به رويتر تمام منابع ثروت ملى ايران را به سرمايهداران انگليسى تسليم كرد . با عملى شدن چنين امتيازى ، سرمايههاى انگليسى كليه منابع ثروت و اقتصاد ايران را قبضه مىكردند . حتى لرد كورزن درباره اين امتياز در كتابى به نام « ايران و مسئله ايران » نوشت : « هنگاميكه موضوع اين امتياز انتشار يافت آن به عنوان پرارزشترين سند تسليم كليهء منابع صنعتى و اقتصادى ايران به دست بيگانگان تلقى شد » .
اين ساختوپاخت شاه با سرمايهداران انگليسى خشم و اعتراض تودههاى وسيع مردم ، حتى درباريان خود شاه را برانگيخت . در پى اعتراضهاى داخلى و حتى واكنشهاى منفى دولت روسيه ، ناصر الدين شاه مجبور شد به سال 1873 الغاى اين امتياز اسارتبار ايران را اعلام دارد .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 361
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٣٦١