به مناطق زير نفوذ ، شكاف ژرفى را ميان دو كشور انگلستان و روسيهء تزارى ، در زمينهء رقابت اقتصادى و سياسى ، در صحنه كشور ايران باعث شد . اما نابرابرى پيشرفت سرمايهدارى در كشورهاى گوناگون به آنجا كشانده شد كه در پايان سدهء 19 و بهويژه در آغاز سدهء 20 ، سروكله تاراجگر امپرياليست ديگر به نام آلمان در شرق نمايان گرديد ، اين دولت هم هرچه بيشتر تلاش مىكرد تا امكان استثمار مردم شرق ، ازجمله ايران را يكجا به دست آورد . دولت سرمايهدار ديگرى به نام امريكا در صحنه ايران ظاهر شد ، اين دولت هم مانند آلمان كوشش مىكرد تا در استثمار استعمارى مردم ايران شركت كند . اين پديدهها در رقابت دو دولت روس و انگليس در صحنه ايران اثرى جدى داشتند و حتى در سياست داخلى كشور هم سخت مؤثر گرديدند .
رشد سرمايهدارى و امپرياليسم و پيكار كشورهاى سرمايهدار به خاطر صدور سرمايه ، در ايران به شكل واگذارى امتيازات اقتصادى و سياسى به كشورهاى بيگانه ، گرفتن وام از آنها و گشوده شدن بانكهاى خارجى خودنمائى كرد . سرمايههاى خارجى حتى به درون سيستم اقتصاد روستائى ايران هم نفوذ كردند و بنا بخواستهء دولتهاى امپرياليست ، ايران به زائدهاى از منابع مواد خام آن كشورها تبديل شد .
در جريان تبديل ايران به كشور نيمه مستعمره به حكم ضرورت روابط فئودالى در روستاها و رژيم اقتصادى ، سياسى فئودالى ، در مقياس كشور همانگونه مانند سابق باقى ماند . در نيمهء دوم سدهء 19 به منظور استثمار مشترك مردم ايران ، اتحادى ميان امپرياليست - هاى خارجى از يكسو و حاكمان ايرانى ، فئودالهاى بلندپايه مرتجع از سوى ديگر برقرار گرديد ، گروههاى اخير به عنوان نمايندگان سرمايهداران خارجى در ايران به فعاليت پرداختند .
يكى از ويژگيهاى دوران نفوذ امپرياليسم ، ژرفتر شدن ستم ملى و تلاش سرمايه هاى مالى به منظور شكستن استقلال ملى و به اطاعت درآوردن مردم شرق ، ازجمله ايران ، در زمينههاى اقتصادى و سياسى است . بيگمان اين اوضاع پايدارى مردم ستمكش را برمىانگيخت و جنبشهاى ضد امپرياليستى و ضد فئودالى مردم را در ايران و كشورهاى ديگر شرق پديد مىآورد .
اين گونه بسيارى از ويژگيهاى تاريخ ايران در عصر جديد ، به تاريخ جهان بستگى دارد .
امتيازات و وامهاى انگليسها
انگلستان و روسيه تزارى نقش مهمى را در اسارت اقتصادى ايران و تبديل آن