تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨

18 تبديل ايران به يك كشور نيمه مستعمره

در نيمه دوم سدهء 19 روند به اصطلاح نفوذ « صلح‌آميز » سرمايه‌هاى خارجى در ايران ، اين منطقه را به كشورى نيمه مستعمره تبديل كرد . اين روند با رشد سرمايه‌دارى و آخرين مرحله آن يعنى امپرياليسم در جهان ارتباط مستقيم داشت . و . اى . لنين سرشت امپرياليسم را چنين توصيف مىكند : « كاپيتاليسم به آن مرحله‌اى از پيشرفت مىرسد كه چيرگى انحصارها و سرمايه‌هاى مالى شكل مىگيرد ، آنگاه صدور سرمايه اهميت ويژه‌اى مىيابد ، جهان ميان تراست‌هاى بين‌المللى تقسيم مىشود و سرانجام به تقسيم كليه سرزمين‌هاى جهان ميان كشورهاى سرمايه‌دارى درجه يك مىانجامد » . رشد سرمايه‌دارى در مرحله امپرياليسم به دگرگونى سياست استعمارى دولت‌هاى امپرياليست ، در رابطه با كشورهاى پس‌مانده شرق از قبيل چين ، تركيه ، ايران گرائيد . دربارهء اين دگرگونى سياست استعمارى در دوران امپرياليسم . و . اى . لنين مىنويسد : « بنا به انگيزه‌هاى ( قديمى ) بىشمارى : سياست استعمارى سرمايه‌هاى مالى ، پيكار بخاطر به دست آوردن منابع مواد خام ، و صدور سرمايه در مناطق زير نفوذ را شدت مىدهد : مناطقى كه براى انجام معاملات پرسود و اخذ امتيازات انحصارى پردرآمد ، كاملا مساعداند » . پيكار سرمايه‌هاى مالى بزرگترين دولت‌هاى سرمايه‌دارى براى تقسيم جهان ، به منظور به دست آوردن بازار فروش كالاهاى صنعتى و منابع مواد خام ، و همچنين صدور سرمايه