شتاب مربوط به سياست داخلى آن دولت و شورش هندوستان در آغاز سال 1857 ( نخستين مرحله قيام ملى ) بود . نيروهاى انگليسى در آنجا وضع دشوارى داشتند ، چون بسيارى از افراد اروپائى كه انگليسها مىتوانستند آنها را در سركوبى هنديها به كار برند ، مأمور ايران بودند ، كارل ماركس در تاريخ 30 ژوئن 1857 در روزنامه « نيويورك ديلى تريبون » نوشت كه قيام هندوستان « به محض اينكه سربازان اروپائى درگير جنگ ايران ، به هندوستان وارد شدند ، اوج گرفت » . انگليسها ناگزير بودند بيدرنگ تمام سربازانشان را از ايران به هندوستان گسيل دارند . باوجود كاميابيهاى انگليسها ، پيمان صلح با شرايطى بسته شد كه براى اينان در برابر تعهدات ايران در سال 1853 هرات ، سود چندانى دربرنداشت .
هنگام مذاكرات پاريس انگليسها ناچار شدند از بسيارى از دعاويشان چشم بپوشند ، مثلا يكى از آنها ، ادعايشان دربارهء « برخوردارى از منافع و امتيازات ويژه » در كناره - هاى خليج فارس و غيره بود .
طبق پيمان صلح پاريس شاه متعهد شد : 1 . كليه نيروهاى خود را از هرات و نقاط ديگر افغانستان بيرون ببرد . و از اينپس هيچگونه ادعائى نسبت به مالكيت اين سرزمين ها نداشته باشد ، 2 . استقلال هرات و افغانستان را به رسميت بشناسد 3 . هنگام بروز اختلاف نظر ميان ايران از يكسو و هرات و افغانستان از سوى ديگر ، دولت ايران حل اين اختلاف را به حكميت و ميانجيگرى دولت انگليس واگذارد . انگليسها متعهد شدند كه عمليات جنگى را قطع و نيروهايشان را از كليه بندرها ، نقاط و جزاير متعلق به ايران ، بيرون ببرند . روابط ديپلماتيك ميان انگلستان و ايران به سال 1857 دوباره تجديد شد .
جنگ انگليس و ايران در سالهاى 1856 - 1857 جزئى از سياست استعمارى تجاوزكارانه بود كه انگليسها در نيمه سدهء 19 به منظور چيرگى بر آسياى صغير ، قفقاز ، ايران ، افغانستان ، خاننشينهاى آسياى ميانه و حتى به بند كشيدن چين ( « جنگهاى ترياك » ) طرح كردند .
شكست ايران در جنگ با انگليسها در نتيجهء پسماندگى اقتصادى ، سياسى و نظامى اين كشور فئودالى بود . اين پديدهها شرايط كاملا مساعدى را به منظور تبديل ايران به يك كشور نيمه مستعمره ايجاد كردند .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 357
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٣٥٧