قيام بابىها بود ، اريستوكراتهاى فئودال و روحانيان بلندپايه ، امير كبير و اصلاحاتش را تحمل مىكردند . هماكنون آن قشر اجتماعىاى كه اين اصلاحات به سودشان تمام مىشد ، بىنهايت ناتوان شده بودند ، و نمىتوانستند اصلاحگران را به اندازه كافى عليه دسائس دشمنان داخلى و انگليسيان پشتيبانى كنند . به اين انگيزه امير نظام در انجام طرحهاى اصلاحى پيشرفتهاش با ناكامى روبرو شد .
جنگ ايران و انگليس در سالهاى 1856 - 1857 و پيمان صلح پاريس
پس از درهم شكستن قيام بابىها و ناكامىهاى طرحهاى اصلاحى امير نظام ، كشور ايران سخت به ناتوانى گرائيد و بعدها شرايط مساعدى براى نفوذ سرمايههاى خارجى و تبديل ايران به كشورى نيمه مستعمره ، فراهم شد .
اريستوكراسى فئودال ، كاملا قدرت دولت را در دست گرفت و پيكار خود را نه تنها عليه تودههاى وسيع مردم بلكه بر ضد آن قشرى از طبقهء حاكم كه هواخواه انجام اصلاحات و محدوديت نفوذ بيگانگان بودند ، دنبال كرد . ديرى نپائيد شاه و اريستوكراسى فئودال با انجام خواستههاى دولتهاى بيگانه موافقت كردند و از برآوردن تقاضاهاى تودهها روى برتافتند . اين گونه در آغاز نيمه دوم سدهء 19 جو حاكم بر اوضاع ايران ، پيوستگى فئودالهاى بزرگ با دولتهاى خارجى و سركوبى تودهها به وسيلهء اين اتحاد ناميمون بود ، اين وضع تا آغاز سدهء 20 ادامه داشت .
در ايران بهويژه دولتهاى انگلستان و روسيه تزارى ، نفوذ فراوان داشتند ، و گاهگاهى رقابت اين دولتها در صحنهء ايران به مراحل حادى مىرسيد . رقابت ميان اين دو دولت نهتنها در ايران ، بلكه در كشورهاى ديگر خاور نزديك و ميانه ( ازجمله تركيه و افغانستان ) هم جريان داشت ؛ جنگ كريمه كه در سالهاى 1853 - 1856 به وقوع پيوست بهترين دليل اين مدعاست .
در چنين شرايطى انگلستان به بررسى مسئلهء هرات سرگرم بود ؛ در نتيجه بررسىهائى كه اخيرا آن دولت در اينباره مىكرد هرات را كليد افغانستان و گذرگاه شمال باخترى به سوى هندوستان مىشناخت .
انگلستان كه جنگ كريمه را آغاز كرده بود ، كوشش داشت حوضه درياى سياه را زير نظارت خود بگيرد و حتى روسيه را از قفقاز ، ماوراء قفقاز و مناطق كناره درياى خزر بيرون راند .
انگليسها ضمن گفتگوهاى پنهانى ، دربارهء دفاع از هندوستان ، بگونهايكه كسى را ناراحت