عليه اختلاس ، فروش مقامهاى دولتى ، رشوهخوارى و سوءاستفادههاى ديگر آغاز كرد ، از شمارهء كارمندان دولت كه در زمان محمد شاه مواجبهاى گزافى مىگرفتند و عملا كارى انجام نمىدادند ، كاست . حقوق كارمندانى را كه در خدمت دولت باقى ماندند به نصف كاهش داد . بيشتر از شاهزادگان خاندان فتحعلى شاه كه معمولا مستمريهائى مستقيما از حكام ايالات و ولايات مىگرفتند ، از دريافت اين پولها محروم شدند ، در عوض به آنها وعده داده شد كه مستمرىشان از خزانهء شاه پرداخت خواهد گرديد .
در پى تدابير ميرزا تقى خان ، در ظرف سه سال دوران نخستوزيريش وضع مالى ايران بگونهء چشمگيرى بهبود يافت . كسر بودجهء دولت از ميان رفت .
ميرزا تقى خان توجه ويژهاى به سامان دادن كارهاى داخلى كشور معطوف داشت . او با حاكمان سوءاستفادهچى و تاراجگران راههاى تجارتى شهرها به پيكار برخاست ، صنايع داخلى را تشويق كرد ، و به توليد تفنگ و سلاحهاى ديگر در ايران فرمان داد .
اقداماتى به منظور پيشرفت بازرگانى داخلى و خارجى انجام داد . حاكمان يا مأمورانى را كه براى بازرگانان مانع ايجاد مىكردند ، كيفر مىداد . در پايتخت اقدام به ساختن بازارها و كاروانسراهاى مناسب كرد . طرح آبرسانى آب از رودخانه كرج به شهر تهران را تهيه ديد ، همچنين اقدامهاى ديگرى به منظور عمران پايتخت انجام داد .
ميرزا تقى خان به گسترش آموزش و پرورش در ايران علاقه داشت . بنا به فرمان او جوانان ايرانى براى تحصيل به خارج از كشور ، بهويژه به روسيه ، فرستاده شدند و استادان و معلمان خارجى را براى تدريس به ايران فراخواند . در تهران مدرسه دار الفنون به دست او بنيانگذارى شد . اقدام به انتشار نخستين روزنامه در ايران كرد . در شرايط پسماندگى فرهنگى ايران ، اين اقدامات گام مهمى در راه پيشرفت بهشمار مىرفتند . در ارتباط با گرايش فراوان امير كبير به فرهنگ و دانش بايد يادآورى كرد كه نخستين كتاب چاپ شده به نام « مآثر سلطانيه » در سالهاى 1825 / 26 به وسيله چاپ سنگى در تبريز منتشر شد ، محتواى اين كتاب مطالب تاريخى ، و شامل تاريخ سلطنت فتحعلى شاه قاجار و پيشينيانش بود .
امير نظام همراه با اين اقداماتش كوشش داشت كه نفوذ روحانيان بلندپايه در كارهاى حكومتى را محدود كند . هنگاميكه پيشواى روحانيان تبريز ( شيخ الاسلام تبريز ) به بر - انگيختن مردم عليه امير نظام و اصلاحاتش پرداخت ، ميرزا تقى خان فرمان تبعيد او را از تبريز صادر كرد . امير نظام همچنين امام جمعه تهران ( يكى از روحانيان بلندپايهء شهر ) را از داشتن محل بست در مسجدش محروم كرد ، از اينپس افراد زير پيگرد مأموران نمىتوانستند براى رهائى از كيفر در مسجد او به بست نشينند .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 353
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٣٥٣