كند ، ضمنا پندار پيوند علم و دين و غيره را هم تبليغ مىكردند .
بهائىگرى به شكل ايدئولوژى كمپرادورها كه در خدمت سرمايههاى خارجى كار مىكردند ، درآمد . اينان خواهان انحراف مردم از داشتن پندار پيكار به خاطر آزادى ملى و انحلال رژيم فئودالى ، بودند . بهائىگرى با پندارهاى « جهان وطنى » اش ابزارى براى اجراى سياست امپرياليستى در ايران گرديد .
اصلاحات امير كبير
قيام بابىها بهترين گواه ژرفتر شدن تضادهاى اجتماعى در ايران بود . عناصر دورانديش طبقهء حاكم به خوبى مىفهميدند كه بايد هرجور شده اين وضع دگرگون گردد .
اينان آشكارا مىديدند كه اگر وضع به همين منوال بپايد ، خطر جدى جنبش تودههاى دهقان و شهرنشين ، آنها را تهديد مىكند و چهبسا كشور ايران به يكى از مستعمرات كشور هاى اروپائى تبديل شود . ضمن ارتباط با اين اوضاع گروه كوچك و مشخصى از عناصر طبقه حاكم ضرورت انجام اصلاحاتى را تأكيد مىكردند . زمينداران تازه بدوران رسيده يعنى ملكداران كه به بازار و امور تجارتى كشاورزى وابسته بودند و جزو اشراف بهشمار نمىآمدند ، سخت علاقمند بودند كه سامان استوارى در كشور برقرار شود ، پراكندگى فئودالى ، راهزنى ، تعدى حكام از ميان برود ، قدرت مركزى استوار گردد ، وضع راهها و وسايل ارتباط شهرها بهبود يابد و سرانجام اصلاحاتى در زمينههاى مالى و سيستم دادرسى و قضائى ، عملى شود .
بيان كننده منافع اين گروه از طبقه حاكم نخستين صدراعظم ناصر الدين شاه ، ميرزا تقى خان بود . نژادش به اريستوكراتهاى فئودال نمىرسيد ، نخست كنار دست پدرش آشپزى مىكرد و سپس در خانه نخستوزير محمد شاه به كار منشىگرى پرداخت .
ميرزا تقى پس از كشته شدن ا . س . گريبايدوف ، به عنوان منشى ، همراه هيئت اعزامى زير نظر خسرو ميرزا به پطرزبورگ ، بود . به سال 1843 كه ميرزا تقى به عنوان نماينده ايران در كنفرانس ارض روم براى حل مسائل مرزى ايران و تركيه شركت كرد عنوان خان ازسوى شاه به او اعطا شد . هنگاميكه در تركيه بهسر مىبرد با تنظيماتىها ( اصلاحگران ) آشنا شد ، در اين هنگام اينان سرگرم اصلاحاتى در دستگاه حكومتى تركيه بودند ، تقى خان پس از تماس با اينان معتقد شد كه در ايران هم انجام اصلاحاتى از اين نوع ضرورت دارد . پس از بازگشت از تركيه او به عنوان وزير آذربايجان در خدمت ناصر الدين جوان كه والى آذربايجان و وليعهد ايران بود ، گماشته شد . پس از مرگ