تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
جنبش ، دهقانان بودند . سرشت اين جنبش طبعا تأمين منافع دهقانان بود و البته به وسيلهء طبقهء كارگر رهبرى نمىشد ، ( ويژگيهايش ، محدود و پراكنده بودن ، سازماندهى ضعيف ، نفوذ ايدئولوژى مذهبى و غيره بودند ) . اين ويژگيها گوياى آنند كه قيام بابىها جنبشى دهقانى بوده است ، اگرچه ضمن اين قيام قشرهاى ديگرى از مردم شركت داشتند ؛ و رهبران آن غالبا از ميان روحانيان دون‌پايه و بازرگانان خرده‌پا برخاستند . اصل جنبش بابىها در دو جهت پيش مىرفت : 1 . يكى جنبش دموكراتيك و توده‌اى به نمايندگى دهقانان ، بينوايان شهرى و صنعتگران ، اينان تلاش مىكردند كه رژيم فئودالى را سرنگون و استثمار را به‌طوركلى از ميان ببرند ، و 2 . روندى كه در جهت منافع سوداگران و تا اندازه‌اى برخى از مالكان جلو مىرفت ، اين جريان تنها به اصلاح رژيم موجود گرايش داشت . بعدها ، هنگاميكه پيشرفت اجتماعى - اقتصادى ايران آهنگ تندترى به خود گرفت و تضاد طبقاتى رو به شدت نهاد ، هريك از اين جريانها تقريبا بگونه‌اى مستقل به سمت‌هاى متفاوتى گرايش يافتند : يكى به سوى دموكراتيسم و ديگرى به سوى ليبراليسم متوجه شد ( در انقلاب مشروطيت 1905 - 1911 اين پديده آشكارا به چشم مىخورد ) . تقاضاى الغاى مالكيت خصوصى و برقرارى مالكيت اشتراكى در شرايط تاريخى ايران در سدهء 19 ، تقاضاى وهم‌انگيزى بشمار مىآمد ، اما در پناه آن كوشش دموكراتيك - انقلابى نهفته بود - پندار از ميان بردن حق مالكيت فئودالى روى زمين و ابزار توليد ديگر و ايجاد دگرگونيهائى به منظور برابرى حقوق دهقانان از آن جمله بودند . جنبه‌هاى پيشرفته قيام بابيان در آن بود كه باعث تركاندن پايه‌هاى رژيم فئودالى شدند و راه را براى روابط بورژوائى باز كردند . در اثر پس‌افتادگى اجتماعى - سياسى ايران و وجود بقاياى روابط قرون وسطائى كه هنوز نيرومند بودند ، قيام بابيان تقريبا سرشت جنبش‌هاى توده‌اى قرون وسطى را داشت - شكل مذهبى ، شعار اموال اشتراكى ، آرزوى ايجاد حكومت خوشبختى و جاودانى و غيره نمونه‌هائى از شعارهاى قرون وسطائى اين جنبش بودند . روحانيان مسلمان رسما رژيم فئودالى را مقدس مىشمردند ، حل كليهء مسائل اقتصادى - سياسى به استناد قرآن و شريعت انجام مىگرفت . براى توجيه ستم فئودالى ، دين توده‌هاى وسيع مردم ، روشن‌ترين و قابل‌قبول‌ترين شكل ايدئولوژى بود . در چنين شرايطى براى خيزش عليه نظم اجتماعى موجود ، بگونه‌ايكه انگلس يادآورى كرده است : « بايستى هاله تقدس از سر اجتماع محو مىشد » ؛ اين كلام انگلس مربوط به جنگ دهقانان آلمان در سدهء 16 مىباشد كه كاملا با وضع قيام بابيان قابل انطباق است .