تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
( در 80 كيلومترى جنوب غربى كرمان ) و تپه يحيى ( 225 كيلومترى جنوب كرمان ) از اينگونه‌اند . در پايان هزاره پنجم و آغاز هزاره چهارم ق . م . روستاهائى در منطقه بلوچستان وجود داشته‌اند . در هزاره پنجم / چهارم و آغاز هزارهء دوم در قسمت‌هاى جنوبى كرمان و بلوچستان جمعيت انبوهى ساكن بودند و نقش مهمى را در سيستم ارتباطى بين النهرين ، ايران و هند بازى كردند . اسكان جامعه‌هاى كشاورزى - دامدارى در فلات ايران نقش مهمى را در تشكيل نژادى مردم ايران و كشورهاى همسايه بازى كرد . اما دربارهء زبان مردم ايران باستان به‌غير از زبان ايلامى در هزاره‌هاى سوم تا يكم ق . م . تقريبا اطلاعاتى در دست نيست . زبان ايلامى تقريبا به زبان‌هاى دراويدى مىماند كه هم‌اكنون قسمت مهمى از آنها در جنوب هندوستان به‌سر مىبرند و از زبان‌هاى شمال باخترى ريشه مىگيرد . فعلا براقوئىهاى بلوچستان به آن زبان سخن مىگويند . ممكن است پيش از هزاره چهارم ق . م . ايلامىها و دراويدىها باهم تماس گرفته و بعدها گروه‌هائى از اين دو تيره در جنوب ايران اقامت گزيده باشند . در هزاره چهارم ايلامىها در خوزستان ، فارس و شايد در كرمان ( در تبهء يحيى متن‌هائى با خط ايلامى متعلق به هزاره‌هاى چهارم و سوم ق . م . كشف شده است ) اقامت گزيدند . به موازات گسترش اقتصاد كشاورزى و دامدارى در هزاره‌هاى ششم - پنجم ق . م . انواع دام‌ها و گياهان پرورشى كه به‌وسيله ابزار كشاورزى توليد مىگرديدند ، افزايش يافت . آبيارى با شيوه‌هاى ابتدائى معمول گرديد . به موجب برگه‌هائى كه در پايان هزارهء ششم ق . م . از دهلران به‌دست آمده معلوم مىشود كه در آن زمان در خوزستان گياه‌شناسى در كار كشاورزى رواج داشته اما تأسيسات آبيارى مصنوعى تا به امروز فقط از هزارهء چهارم ق . م . به‌دست آمده است ( در خوزستان ، كرمان و ديگر جاها ) . در هزارهء ششم - پنجم به‌طور عمده كشت ديمى ( مثلا در خوزستان و كرمان ) معمول بوده است . در حدود هزاره‌هاى پنجم و چهارم ، زمانى كه روستاهاى كشاورزى در ايران در حال گسترش بود ، آب و هواى اين سرزمين مرطوب بود . بيشتر پهنهء كشور را جنگل مىپوشاند ، اما بعدها رفته‌رفته اين رطوبت از ميان رفت و در نتيجه هواى كشور به خشكى گرائيد . اين‌گونه فعاليت انسان ، در مورد گسترش دادن زمين‌هاى زراعتى كه از راه سوزانيدن جنگل‌ها انجام مىگرفت ، به افزايش رمه‌ها و گله‌هاى دام‌ها در هزاره‌هاى ششم - چهارم ، ق . م . گرائيد . در هزارهء ششم در بسيارى از مناطق دام‌هاى شاخدار بزرگ پرورش يافت ؛ در هزارهء پنجم پرورش اين دام‌ها از لحاظ شماره بر پرورش گوسفندان و بزها برترى يافت . صنايع دستى خانگى نيز رايج شد ، صنعت بافندگى كه در دوره‌هاى پيشين در زاگرس