تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
روابط تدريجى اقتصاد كشاورزى - دامدارى در هزاره هفتم گسترش يافت ، در بعضى مناطق از چند نوع غله كه خودبه‌خود مىروئيدند بهره‌بردارى مىشد . اين گونه فراآورده‌هاى كشاورزى در اقتصاد كشاورزى - دامدارى مورد مبادله قرار مىگرفت . در دورهء پالئوليت جديد مبادلهء كالا در ميان قبائل آغاز گرديد ، اين مبادله در ميان جوامعى كه وارد به اقتصاد كشاورزى - دامدارى شده بودند گسترده‌تر انجام مىگرفت و شامل كالاهائى بود كه برحسب شرايط طبيعى منطقه در نقطه‌اى توليد مىشد . اما نقطه ديگر از توليد آن محروم بود . در اين هنگام كالاهاى دست‌ساز مورد مبادله قرار نمىگرفت و اين كالاها فقط به‌منظور رفع نيازمندى اقتصاد طبيعى ( داخلى ) جامعه مصرف مىشد . اما اين اقتصاد هم‌اكنون بارها استوارتر و مطمئن‌تر بود و با مقايسه با دوره اقتصاد تصاحب فراآورده‌هاى طبيعى ، زندگىسازتر به‌شمار مىآمد ، اين اقتصاد باعث ايجاد روستاها و زياد شدن روستانشينان گرديد . از بررسى آثارى كه از هزاره هشتم تا آغاز هزاره ششم در زاگرس بدست آمده اين واقعيت به چشم مىخورد . زمان اين آثار مقارن با نخستين مرحله پيدايش روستاهاى كشاورزى در تاريخ است ، چند هزار سال پس از آن جوامع طبقاتى در اين روستاها شكل گرفت . نظام اجتماعى در اين مرحله با روابط اشتراكى كهن منطبق بود . ساكنان اين روستاها كه همه خويشاوند بودند ، شامل كودكان و زوج‌ها مىشدند ، خانواده‌ها در منزل‌هاى جدائى كه به‌گونه‌اى منظم در مجموعهء روستا بنا شده بود ، زندگى مىكردند ، اين منزل‌هاى يك اطاقه ( كه به‌طور متوسط 5 الى 6 نفر در هريك زندگى مىكردند ) داراى اجاق و حياط و انبار بودند . خانواده‌ها براى مصرفشان در خانه غله انبار مىكردند ، ابزار و لباس براى خود مىساختند ، اما نمىتوانستند به‌عنوان يك واحد خودكفا زندگى كنند . ظاهرا بسيارى از كارهاى اصلى روستا به‌گونه اشتراكى انجام مىگرفت و غالبا فراآورده‌هاى توليد شده به نسبت احتياج بين خانواده‌ها تقسيم مىگرديد . در نتيجه بررسىهائى كه از منزل‌ها ، ابزار ، اثاث و حتى گورهاى آنزمان به عمل آمده چنين برمىآيد كه از لحاظ زندگى و دارائى ميان خانواده‌هاى گوناگون فرقى وجود نداشته است . پندارهاى ايدئولوژيك و باورهاى مذهبى مردمى كه در دوره اقتصاد كشاورزى - دامدارى زندگى مىكردند متناسب با شرايط زيست نياكان‌شان بود - اقتصاد شكار و جمع‌آورى گروهى . اما رفته‌رفته باورهاى مذهبى آنها پيچيده‌تر شدند و بنابراين سازمان‌هاى دينى آنها به دگرگونى گرائيدند ؛ در گنج دارا معبدهائى كشف شده است كه در آنجا استخوان كله گوسفند و طاقچه‌هاى گچ‌كارى شده ديده مىشود . آرامگاه قبيله نيز در نزديكى آنها كشف گرديده . مجسمه‌هاى گلى انسان كه بيشترشان زن بودند ، در اين محل بدست آمده