است . روش ساختن اين مجسمهها تقريبا به سبك مجسمههاى دوره پالئوليت جديد و سنتهاى زيبائى آنزمان بوده است ؛ نمونههاى مجسمههاى خدايان تا اندازهاى به اشكال خدايان پالئوليتها كه شكل زنان را مظهر موجودات ماوراء الطبيعه مىشناختند ، مىماند ( « فرمانروايان » حيوانات وحشى و شكارها ، مظهرهاى حاصلخيزى و غيره ) ضمنا نمونههائى از خدايان مورد اعتقادشان كه بعدا به آنها گرائيدند ، ديده مىشود ، آنزمان در آستانه نظام پدرسالارى شكلهاى زنان در ميان مجسمههاى گلى اكثريت داشتند . اشكال حيوانات در گنج دارا ، سراب ( نزديك كرمانشاه ) و روستاهاى ديگر به عنوان كارهاى جادوگرى بهكار برده مىشد .
گسترش جامعهء كشاورزى - دامدارى در ايران پيشرفت اجتماعى و اقتصادى در اين سرزمين
در مرزهاى كردستان ، لرستان و مناطق مجاور و قسمتهائى از ايران اقتصاد دامدارى و كشاورزى در حدود هزارههاى نهم ، هشتم تا هفتم ق . م . تا اندازهاى رواج داشت ، اما نخستين روستاهاى داخل ايران در هزارهء ششم ق . م . پديد آمد . ضمن كاوشهائى كه اخيرا در تپهء زاغه در منطقهء سكزآماد ( 60 كيلومترى جنوب قزوين ) بهعمل آمده ، قشرهاى زيرين آن مربوط به نيمه دوم هزاره هفتم مىباشد . از بررسى آثارى كه بدست آمده چنين برمىآيد كه پيشرفت نوين اقتصادى ساكنان اين منطقه در روند گذار به اقتصاد كشاورزى و دامدارى عشيرهاى و همچنين اسكان عشاير بوده است . در آنزمان بسيارى از مناطقى كه مساعد براى شكار نبود به سرزمينهاى زراعتى و دامدارى تبديل شدند ، ساختمانهاى گلى براى زيستن ايجاد شدهاند ، در آن هنگام تعدادى روستا پديد آمد و بعدها از ويرانههاى آنها تپههائى درست شد ، كه آثار زندگى در آنجاها تا ديرزمانى ناشناخته ماند . پس از حفارى اين تپهها تاريخ دگرگونىهاى ساكنان اين مناطق بهخوبى روشن شد .
حفارىهاى سالهاى 1937 - 1933 در دو تپهء سيالك ( 5 كيلومترى كاشان ) نقش مهمى را در شناسائى ايران باستان ايفا كرده است . ساكنان اين منطقه در هزارههاى ششم تا چهارم و پايان هزاره دوم تا نخستين قرنهاى هزاره يكم ق . م . زندگى مىكردند . دورهء سيالك يكم يا سوم به فرهنگ مناطق قم ، قزوين ، تهران و ديگران نزديك است ؛ قسمتى از روستاهاى كشف شده در ويرانههاى اين نواحى از نظر تشابه به نام سيالك ناميده مىشوند .
در زمان سيالك دوم ( نيمه اول و اواسط هزاره پنجم ) ق . م . شمارهء روستاها در اين