قيام بابىها در نىريز
در ژوئن 1850 سه قيام مهم از سوى بابىها برانگيخته شد . در آن هنگام مردم نىريز و مناطق مجاورش از سوءاستفادهها ، فشارهاى بيرحمانه و خودكامكى حاكمشان به ستوه آمدند و خشمگينانه مىخواستند حكومت را واژگون كنند . در ژوئن 1850 سيد يحيى دارابى همراه با صدها تن از پيروان و شاگردان باب به نىريز وارد شد ، در آغاز همين سال قيام بابيان زير رهبرى سيد نامبرده در يزد انجام گرفته بود . سيد يحيى و پيروانش پندارهاى بابىگرى را در مسجدها تبليغ كردند . در ظرف چند روز چند هزار تن از ساكنان شهر و روستاهاى مجاور به او پيوستند . حاكم و مأموران محلى در نخستين زدوخورد از بابيان شكست خوردند و شهر را تخليه كردند . بابىها دژ كهنهايرا كه در نزديكى نىريز بود ، اشغال كردند .
ديرى نپائيد از شيراز نيروهائى دولتى براى سركوبى قيامكنندگان به نىريز اعزام شدند . اين نيرو دژ نىريز را محاصره كرد ، با توپ آن را به باد بمباران گرفت . بابىها دست به شبيخون زدند اما اين شورششان با تحمل تلفات سنگينى ، به وسيله ارتش شكست خورد .
نخستين شكستى كه نصيب بابىها شد باعث نااميدى و ناپايدارى دهقانان بدون سلاح پيرو آنها گرديد ، اينان دژ را رها كردند . شمارهء صنعتگران و پيشهوران كه جزو پايدارترين پيروان بابىها بهشمار مىآمدند ، در نىريز كم بود . فرمانده ارتش شاه در نىريز ضمن پيكار با بابىها از روش تجربه شده نيرنگبازى ، بهره برد . او به سيد يحيى قول داد كه جانش در امان خواهد بود ، بنابراين پيشنهاد كرد ، دژ را تخليه كند . هنگاميكه سيد يحيى اين كار را انجام مىداد ، ارتش به دژ حمله برد و هركس را كه باقيمانده بود قتلعام كرد .
سيد يحيى هم در اين ضمن كشته شد . حاكم و خانها بگونهاى ددمنشانه ساكنان روستاهاى مجاور را سركوب كردند چون گويا اينها به بابىها كمك كرده بودند .
در جواب اين ددمنشىها ، ديرى نپائيد كه دهقانان قيام دوم خود را در منطقه نىريز آغاز كردند .
خانوادههاى كامل روستائى دهات خود را ترك و به كوهها پناه بردند . براى سركوبى قيامكنندگان نيروى ارتشى بىشمار با توپخانه و يكانهاى مسلح محلى وارد عمل شدند .
اما بابىها ( زن و مرد ) با دلاورى مأيوسانهاى از كوهها فرود آمدند و ضمن يك دستبرد شبانه توپهاى ارتش را از كار انداختند . ضمن يكى از اين يورشهاى شبانه بابىها به شهر نىريز نفوذ كردند و حاكم را كشتند .
تا ديرزمانى قيامكنندگان بابى مواضع استوار كوهستانى خود را حفظ كردند . بسيارى