رفتند و در جنگلى نزديك مقبره شيخ طبرسى ، تقريبا 20 كيلومترى جنوب خاورى بارفروش ، موضع گرفتند .
بابىها برآن شدند . زمانى ديرپا در اين جايگاه بمانند ، در نزديكى مقبره دژى را ساختند و از آنجا تبليغاتشانرا در ميان دهقانان آغاز كردند ، ديرى نپائيد كه در اين جايگاه تقريبا 2 هزار تن گرد آمدند ، بيشترشان دهقانان و صنعتگران بودند ، اينان نهتنها از روستا - هاى نزديك بلكه از استانهاى ديگر ايران به اينجا روى آوردند .
رهبران بابىها ( ملا محمد على بارفروشى و ملا حسين بشرويه ) كوشش داشتند در اينجا مالكيت خصوصى را ملغى كنند ، دارائى همگانى پديد آورند و برابرى همه مردم را عملا به موقع اجرا گذارند . كليه اموال موجود ، جزو دارائى همگانى اعلام شد . همهء اموال در اختيار افراد مشخصى از بابيان قرار گرفتند . هزينه عمومى بابىها از محل همين اموال تأمين مىشد .
هنگاميكه خبر قيام بابىها در مازندران به تهران رسيد ، ميرزا تقى خان امير نظام ، نخستوزير شاه تازهء ناصر الدين شاه به خانهاى مازندران فرمان داد ، با نيروهاى محلى اين قيام را سركوب كنند . اما بابىها دستههاى مسلح خانها را درهم شكستند و آنها را ناچار به فرار كردند .
بسيارى از خانهاى مازندرانى و روحانيان كه از پيروزى بابىها به هراس افتادند ، از شهرها و املاك خود گريختند و به كوهها پناه بردند . اينان شايعات افتراآميزى را در ميان مردم پخش كردند كه گويا بابىها اموال مردم را غارت مىكنند و زنان اشتراكى دارند و غيره .
در اكتبر 1848 ارتش شاه براى سركوبى بابيان از تهران به مازندران گسيل گرديد ( تقريبا 2 هزار نفر ) ، اين نيرو هم از بابىها شكست خورد .
تبليغات بابىها گسترش يافت و روزبهروز شمارهء پيروانشان رو به فزونى نهاد . در فوريه 1849 ميرزا تقى خان به سفير روس به نام شاهزاده دولگوروكى گفت : عقيده دارد شمارهء بابىها در تمام ايران به صد هزار نفر مىرسد . در زنجان هم بابىها آماده قيام بودند .
دربار شاه از اين رويدادها بسيار نگران شد . نيروى تازهنفسى ، در حدود 7 هزار تن از تهران به سوى قلعهء شيخ طبرسى فرستاده شد . محاصره دژ بابىها آغاز گرديد ، روحانيان عليه بابىها فتواى « جهاد » دادند . اما پس از ديرزمانى زدوخورد ارتش شاه كاميابى به دست نياورد . سرانجام ارتباط بابىها با روستاهاى پيرامون بريده شد . ذخيرهء خواربار محاصره شوندگان پايان يافت ، در اثر گرسنگى عدهاى از بابيان از درون دژ بيرون آمدند و به
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 344
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٣٤٤