اردوگاه ارتش شاه تسليم شدند .
باوجود اين اوضاع ، پيش از ماه مه 1849 بابىها توانستند حملههاى ارتش شاه را كه شمارهشان بالغ بر ده هزار تن بود ، درهم شكنند . شمارهء بابىهاى محصور درون دژ در اين هنگام كاهش يافت و به 250 تن رسيد . در آغاز ماه مه بابىها از پايدارى دست برداشتند ، چون فرمانده ارتش شاه ، مهديقلى ميرزا به قرآن سوگند خورد اگر از پايدارى منصرف شوند جان آنها در امان و آزاد خواهند شد . اما هنگاميكه بابىها اسلحه را به زمين گذاشتند ، سربازان شاه بگونهاى ناجوانمردانه همه آنها را قتلعام كردند . دژ بابىها هم ويران گرديد .
پس از سركوبى قيام مازندران فعاليت بابىها در شهرها و استانهاى ديگر نهتنها پايان نيافت بلكه به ميزان چشمگيرى گسترده شد . به دژ چهريق كه باب در آنجا زندانى بود ، نهتنها از استانهاى گوناگون ايران ، بلكه از تركيه و هندوستان افرادى به عنوان زيارت رهسپار مىشدند . در تهران هم شماره بابيان به سرعت افزايش يافت .
شاهزاده دولگوروكى در تاريخ 12 فوريه 1850 در اينباره به وزير خارجهء روسيه ، نسلرود گزارش داد : « تهران در آشفتگى و هراس غوطهور است ، بابيان نظام موجود را به رسميت نمىشناسند و عقيده دارند كسانى كه از آنها پيروى نمىكنند اموالشان بايد مصادره شود » . در فوريه 1850 ، دولت در تهران يك سازمان سرى بابىها را كشف كرد ، اين سازمان مىخواست از عاملان سركوبى بابىها در مازندران انتقام بگيرد ، شاه ، امير نظام و چهرههاى روحانى بلندپايه را ترور كند و قدرت را به دست گيرد . تقريبا 40 تن از اعضاى اين سازمان سرى دستگير شدند و 7 تن از آنها در ملأ عام اعدام گرديدند .
قيام بابىها در زنجان
در ماه مه 1850 قيام بابىها در زنجان آغاز گرديد . سازمانده و رهبر اين قيام ملا محمد على زنجانى بود . يكى از شركتكنندگان اين قيام به نام ميرزا جانى در كتابش به نام « نقطة الكاف » دربارهء اين قيام نوشت ، كه به سال 1847 چندين هزار دهقان در منطقهء زنجان پيرو ملا محمد على بودند . در بهار 1850 او در زنجان و مناطق مجاور آن شهر 15 هزار پيرو داشت . ملا محمد على از روحانيان متنفذ بهشمار مىرفت . بابىها آشكارا آماده پيكار بودند : باروت ، سرب و مهمات ديگر براى نبرد ذخيره كردند .
در ماه مه 1850 بنا به دستور حاكم زنجان يكى از بابىها دستگير شد . اين رويداد بهانهاى براى آغاز قيام به دست آنها داد . بابيان زندان را ويران و همهء زندانيان را آزاد