قرار دارد آشكار گرديد . در اين روستا ضمن نيمهء سال 1848 ، محمد على بارفروشى ، مبلغ نامدار بابىها به نام قرة العين و بسيارى از بابىهاى ديگر گردهم آمدند . در گردهمآئى بهدشت كه چند روز طول كشيد ، ملا محمد على بارفروشى اعلام داشت از آنجا كه هنگام ظهور پيامبر تازه فرارسيده است ، قوانين و ضوابط گذشته و همچنين قرآن و شريعت ، قدرت نفوذ خود را از دست دادهاند ، و بنابراين هماكنون مردم از قيدوبندهاى پيشين آزاد شدهاند ، نبايستى ماليات يا بهرهء مالكانه را به اربابان خود بهپردازند . علاوه بر اين اعلام داشت كه در سرزمينهاى مقدس آينده همهء « بزرگان » يعنى فئودالها از كليه امتيازات و حقوق كنونى خود محروم خواهند بود ، مالكيتها و كليه دارائىهاى شخصى لغو خواهند گرديد . همهء اموال جزو دارائىهاى عمومى خواهند شد و هر فردى سهم خود را از اين اموال خواهد گرفت . علاوه بر اين ضمن تبليغات در اين گردهمآئى بگونهاى قاطعتر از آنچه باب فتوا داده بود ، برابرى زن و مرد ، و مقررات حقوق دموكراتيك ديگر اعلام شد .
تبليغات بابىها در بهدشت دهقانان روستاهاى نزديك را برانگيخت تا گردهم آيند و دربارهء پايان ستم و بيدادگرى و ايجاد سرزمين مقدس كه در آنجا همهء مردم با يكديگر برابر و خوشبخت خواهند زيست به تبليغ پردازند . آنوقت حاكمان كه نگران شده بودند ، از شاهرود دستههاى مسلحى را به بهدشت فرستادند و اين جمعيت را پراكندند . بابىها از بهدشت به مناطق گوناگون پخش شدند و به تبليغ پندارهاى خود پرداختند .
ملا محمد على بارفروشى همراه عدهاى از شاگردانش به مازندران رهسپار گرديد و در شهر بارفروش ( بابل كنونى ) به تبليغات پرداخت .
مرگ محمد شاه و قيام بابىها در مازندران
در سپتامبر 1848 محمد شاه در تهران درگذشت و پس از مرگ او ، تا پيش از جلوس شاه تازه ، ناصر الدين ، در استانها آشفتگى و شورش حكمفرما گرديد . در خراسان ، اصفهان ، كرمان ، شيراز و يزد ، مردم عليه حاكمانشان شوريدند . حاكم مازندران و نزديكانش شهر را ترك و به تهران رهسپار شد تا موقعيت خود را نزد شاه تازه استوار كند . در شهر - هاى ديگر فقط حاكمان محلى باقيماندند و آنها كه احساس ناپايدارى مىكردند مراكز خود را ترك كردند .
بابىها برآن شدند كه از اوضاع ناپايدار موجود بهره ببرند و پندارهايشان را جامعهء عمل بهپوشانند . در ماه اكتبر اينان تقريبا 700 هواخواه در بارفروش داشتند كه آشكارا مسلح شدند . بابيان پس از زدوخورد مسلحانهاى با خانهاى محلى ، از بارفروش بيرون