در پايان هزارههاى هشتم الى هفتم - ق . م . در روستاهاى زاگرس اقتصاد كشاورزى - دامدارى برترى داشت . بقاياى استخوانهاى دامهاى شاخدار و دانههاى غلهاى كه از اين زمان بدست آمده نشانهء دگرگونى ژنتيكى حيوانات اهلى است . معلوم شد در اين زمان كشت لوبيا ، اهلى كردن خوك و حيوانات شاخدار بزرگ انجام پذيرفته است . در عينحال كه سنتهاى دوره سنگ چخماقى مزوليت رواج داشت به مقدار قابلملاحظهاى ساختههاى زمان نئوليت از قبيل نوعى لعاب ، تبرهاى صيقل شده و النگو و چيزهاى ديگر از اين قبيل بدست آمده است .
روستاهائى كه داراى اين نوع فرهنگ بودند در هزارهء هفتم ق . م . در كوهپايههاى منطقهء زاگرس ديده شدهاند . اما در هزارهء هشتم در صحراهاى ناهموار دهلران ، شمال غربى خوزستان روستاهائى بودند ، كه در تپه علىكش قرار داشتند . ساكنان نخستين اين مناطق از زاگرس به اين مناطق كشانده شدند ، اينها هم از ظروف و وسايل گلى ( در دهلران فقط در پايان هزاره هفتم اين ظروف ديده شدند ) بهره مىبردند - ابزار ساكنان علىكش نزديك به ابزار زاگرس در زمان آسياب بود . معلوم شد كه كشت جو و گندم در اين ناحيه جلوتر از ديگران انجام مىگرفته و استخوانهاى بز اهلى در اين محل كشف شده است . در هزاره هفتم در ميان غلات كشت شده كه غذاى اصلى ساكنان را تشكيل مىدادند ، نوعى جو بدست آمد كه بعدها برحسب انتخاب طبيعى و شرايط اقليمى كمكم تغيير ماهيت داد . در اين زمان بهوسيله كلنگهاى سنگى زمين كنده مىشد .
در آخرين سدههاى هزاره هفتم ق . م . در قشرهاى علىكش گردنبندهائى از مس فشرده كشف گرديده در هزارههاى هشتم - هفتم ق . م . اشياء فلزى در تورس و مناطق مجاور آن وجود داشت . دو سه هزار سال قبل از آن در حد فاصل بين تورس و زاگرس گردنبندهاى مسين يافت شدهاند . در هزاره هفتم اين فلز تنها براى زيور بهكار مىرفته ، اما ابزارهاى مسين هم در اين زمان بدست آمده است ؛ از هزاره ششم اين اشيا در داخل ايران هم كشف شده است . طبق پژوهشى كه به عمل آمده پيدايش مس و تكنيك ساخت و پرداخت اين فلز باعث شد كه آن را در روابط مبادلهاى بهكار برند . بازاى اين فلز اخرا ، نمك و حتى آبسيديان ( مادهاى آتشفشانى شبيه به شيشه است كه شكستهء آن حالت برندگى دارد ) مبادله مىگرديد . ابزار مسين تا پيشرفت فلزسازى پيش از هزاره چهارم در آسياى باخترى بهكار مىرفته است . آبسيديان كه از كوههاى تركيه بدست مىآمد ، از اين منطقه به مناطق دوردست منتقل مىگرديد . در پايان هزاره هشتم - هفتم اين ماده در جامعههاى اشتراكى زاگرس كه اخيرا ساكن شده بودند ، ( و بعدها تا شمال شرقى ايران و جنوب ، در شوش ، فارس و غيره گسترده شدند ) و در شمال بين النهرين ، سوريه ، فلسطين بهكار مىرفت .
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 31
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٣١