تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
فئودالى ديگر بودند . اين استثمار فئودالى زير پوشش سنت‌هاى باقيمانده نظام پدرسالارى انجام مىگرفت و رؤساى ايل از اين سنت‌ها به منظور استوارى قدرتشان بهره مىبردند . لازم به يادآورى است كه عشاير كوچ‌نشين و نيمه كوچ‌نشين آنزمان نقش بسيار مهمى را در زندگى اجتماعى ، اقتصادى و سياسى كشور ايفا مىكردند . خانها ( رهبران عشاير ) صاحب دسته‌هاى چريك مسلح سوار و يكانهاى رزمى بودند . يكانهاى سواره‌نظام ايران از همين ايلات كوچ‌نشين تأمين مىگرديدند . اينان غالبا نيروى مهمى براى ايجاد آشفتگىها و ستيزهاى فئودالى داخلى ايران به‌شمار مىآمدند و نقش تعيين‌كننده‌ايرا هنگام كودتاهاى دربارى و به تخت نشاندن شاه معينى ايفا مىكردند . تصادفى نبود كه دولت‌هاى صفوى ، نادر شاه ، زنديه و قاجاريه با اتكا به يكانهاى مسلح عشاير قدرت را به دست گرفتند و خودشان هم از ميان فئودالهاى بلندپايه اين عشاير برخاستند . دهقانان ساكن ، كوچ‌نشينان و نيمه كوچ‌نشينان گذشته از كشاورزى و دامدارى به كارهاى قاليبافى ، پارچه‌بافى و صنايع دستى ديگر خانگى مىپرداختند . در شهرها به موازات پيشرفت صنايع ، سازمانهاى صنعتى قرون وسطائى نگاهداشته شده بودند . رفته‌رفته كارگاههاى پيشرفته‌اى نيز پديد آمدند : صنعتگران در خانه مواد نيم‌ساخته را آماده مىكردند و بعدا براى توليد فراورده به پاى كار مىآوردند . بسيارى از بافندگان مواد اوليه را از صاحب كارگاه نمىگرفتند بلكه به هزينه خودشان آنها را تهيه مىكردند ( معمولا اين گونه بافندگان كاسب‌كاران معمولى هم بودند ) ، فقط از دستگاه هاى صاحب‌كار براى بافندگى بهره مىبردند . قسمتى از پارچه‌ها در خانه‌ها بافته نمىشدند ، بلكه در ساختمانهاى بزرگى به نام « كارخانه » يا در بازارها تهيه مىگرديدند ، البته در اين گونه جاها بافندگان زيادى در يك‌جا به كار سرگرم بودند . محصولات صنايع خانگى كه به وسيله دهقانان و كوچ‌نشينان دامدار در كارگاههاى ساده آماده مىشدند نيازمنديهاى كشور را از لحاظ پارچه‌هاى نخى و ابريشمى و ظروف مسى تأمين مىكردند . قالى ، برخى از پارچه‌ها و كالاهاى ديگر به خارج ، ازجمله كشورهاى همسايه ، روسيه و اروپاى باخترى صادر مىشدند . صنايع با بازرگانى پيوندى ناگسستنى داشتند . معمولا كارگاهها در بازارها متمركز بودند در اين‌جا هم كالا توليد مىشد و هم به فروش مىرسيد . بازار نه‌تنها مركز اقتصادى بلكه به ميزان چشم‌گيرى مركز زندگى سياسى شهر به‌شمار مىآمد . گاهگاهى به نشانه اعتراض عليه تعديات دولت ، پيشه‌وران و كاسب‌ها ، بازارها را مىبستند و اين گونه زندگى شهر راكد مىشد . بازرگانى داخلى نسبتا به ميزان گسترده‌اى رواج داشت و قسمت مهمى به دست