تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
هم وجود داشتند ؛ املاك خانها كه قسمت عمده آنها بابت مواجب به شكل تيول يا سيورغال به خانها تعلق گرفته بود ؛ املاك وقف كه طبق وصيت‌نامه مالك در حين زندگيش به مسجدها يا اماكن مقدسه مسلمانان واگذار مىشد و طبعا اين املاك در اختيار روحانيان قرار مىگرفت و قابل خريدوفروش نبودند ؛ زمين‌هاى متعلق به عشاير ( عملا مالك اين زمين‌ها خانها بودند ) ؛ زمين‌هاى اربابى يا ملك كه شامل املاك خصوصى فئودالها بودند ( مالكان اين زمين‌ها معمولا ملاكان يا بازرگانان بودند ) ؛ زمين‌هاى عمومى ( معمولا اين‌گونه زمين‌ها چراگاه يا باير بودند ) ؛ و زمين‌هاى خرده مالك كه متعلق به مالكان خرده‌پا بودند . زمين‌هاى سه گروه اخير چندان اهميت نداشتند . دهقانان كه به راستى زمينى از خود نداشتند ، روى املاك فئودالهاى گوناگون ، با شرايط اسارت‌آور اجازهء فئودالى كار مىكردند . محصول ، بين دهقانان ساكن يعنى رعيت‌ها و ارباب يا فئودال بر پايه فرمول قرون وسطائى 5 سهمى تقسيم مىشد : دارندگان زمين ، آب ، بذر ، دام كارگر و نيروى كار هركدام يك سهم از محصول را مىبردند . بنابراين ، دهقان كه عموما دارنده زمين و آب نبود و حتى غالبا بذر و دام كارگر هم در اختيار نداشت ، از نصف تا ثلث و حتى 5 / 1 محصول بيشتر نصيبش نمىشد . علاوه بر اين دهقانان ناگزير بودند قسمتى از مواد خوراكى يا اجناس مصرفى فئودال‌ها يا ارباب‌ها را تأمين كنند ( مثلا روغن ، پشم ، تخم مرغ ، مرغ و غيره ) و وظائف شاقى به عهده آنها گذاشته مىشد مثلا كار بدون دريافت مزد در ساختمان راهها ، دژها ، كانال‌ها و همچنين تهيه خواربار و عليق افراد ارتشى بدون دريافت بها ، پذيرائى مجانى از مأموران رهگذر ، تقديم پيشكشى اجبارى به فئودال ، پرداخت باج‌هاى اضافى و غيره ازجمله وظائف تحميلى به دهقانان بودند . در دهات ، استبداد و تعدى نامحدودى از سوى خانهاى فئودال و مباشرانشان نسبت به رعايا اعمال مىشد ، داورى و نظم و نسق روستائيان ، تعيين و اجراى مجازات‌ها به عهده اينان بود . بينوائى همگانى و گرسنگى ، بيمارىهاى طاعون و و با از پديده‌هاى معمولى دهات ايران به‌شمار مىرفت . علاوه بر رعيت‌هاى دهقان ساكن روستاها ، در سرتاسر كشور عدهء زيادى از مردم ( تقريبا 3 / 1 تمام جمعيت ايران ) به حال كوچ‌نشينى يا نيمه كوچ‌نشينى ( ايلياتى ) زندگى مىكردند كه كار بيشتر اينها دامدارى بود . رهبران ايلهاى كوچ‌نشين كرد ، لر ، بلوچ ، قشقائى ، شاهسون ، تركمن و غيره ، افراد معمولى ايل‌هاى خود را شديدا استثمار مىكردند . افراد ايل ناچار بودند هرسال تعداد معينى گوسفند يا دام و فراورده‌هاى دامى به عنوان عوارض يا ماليات به خان بدهند ، ضمنا موظف به چراندن دامهاى خان و انجام وظايف تحميلى