بزرگ و مهم را به خويشاوندان نزديك و همطايفههايش كه از وفاداريشان مطمئن بود ، واگذار كرد . در بعضى جاها آقا محمد خان فرمانداران پيشين را درصورتيكه بدون نبرد تسليم شده و چيرگى او را به رسميت شناخته بودند ، در مقامهاى خود ابقا كرد . اما براى اينكه امكان سركشى را به اين خانها ندهد ، چند تن از بستگانشان را به عنوان گروگان نزد خود نگاه داشت . فرمانداران يا استاندارانى كه در برابرش پايدارى مىكردند ، آنها را با شيوه بسيار بيرحمانهاى سركوب مىكرد . زمينها ، روستاها و كليه دارائى خانهاى سركش را مصادره مىكرد و به هواخواهانش مىبخشيد ، اينان ناگزير بودند به ازاء اين بخشش يكانهاى مسلحى براى نبرد در اختيار خان قاجار بگذارند ، آقا محمد خان اين گونه امكان سركشى خانهاى زيردستش را سلب و نيروى سياسى و نفوذ اقتصادى آنها را در منطقهشان از ميان مىبرد ، او با تقسيم زمينهاى مصادره شده ميان هواخواهانش ، نقطه - هاى اتكائى از خانهاى وفادار و مطيعش در همهء مناطق به وجود آورد .
آقا محمد خان مىكوشيد كه دهقانان ، پيشهوران ، صنعتكاران و بهطوركلى تودههاى وسيع مردم را با زور و ارعاب به اطاعت خود وادارد ، كور كردن ، كشتار دستهجمعى ، ساختن منار از سرهاى كشتهشدگان ، به بردگى بردن زنان و كودكان ، آنگونه كه به سال 1794 در كرمان انجام داد - همهء اين اقدامهاى ددمنشانه را شاه قاجار براى سر سپردن مردم به كار مىبرد . بيشتر اوقات آقا محمد خان خانوادهها و ايلاتى را كه جرأت مىكردند در برابرش پايدارى كنند يا آنكه به آنها در آينده گمان سركشى مىبرد با زور به نقاط دور دست و بدون آبادى كوچ مىداد .
آقا محمد خان به سال 1785 اقامتگاهش را شهر تهران كه در شمال ايران قرار داشت برگزيد ، اين شهر نسبتا به استراباد مسكن ايل قاجار كه آقا محمد خان از آنجا بهپا خاست ، نزديك بود ، علاوه بر اين مناطق جنوبى ايران در اثر حملهء افغانان و ستيزهاى داخلى به سختى آسيب ديده ، ويران شده و كيفيت پيشين را كه مراكز زندگى اقتصادى ايران بودند ، از دست دادند . اين چگونگى باعث كاهش ميزان دادوستد بازرگانى در خليج فارس و كشورهاى ساحلى جنوبى گرديد . شهر تهران از لحاظ داشتن چراگاهها براى اسبان ارتش آقا محمد خان قاجار داراى اهميت درجه دوم بود . اين انگيزهها باعث شدند كه آقا محمد خان شهر نسبتا كوچك و بىاهميت تهران را به عنوان اقامتگاهش برگزيند .
آقا محمد خان پس از درهم شكستن پايدارى زنديان براى لشكركشى به شيروان و گرجستان كه مىپنداشت به ايران تعلق دارند ، آماده شد . او در اين كار شتاب كرد چون از رشد جنبش گرجيان كه همسايه روسيه بودند ، آگاهى داشت ( به سال 1783 پادشاه گرجستان به نام هراكلى دوم با روسها موافقتنامهاى را امضا كرده بود كه به موجب آن روسها حفاظت
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 305
مساهمون: ا . آ . گرانتوسكى
ص٣٠٥