تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
به‌پا خاستند . فئودالهاى محلى سنى به سركردگى سرخاى خان و حاجى داود زير پوشش روحانيت سنى جنبش را براى انجام منظورهاى خود مهار كردند و سرشت استيلاگرانه به آن دادند . به سال 1712 لزگىها شماخى را گرفتند و ويران كردند ؛ در اين ماجرا قريب 300 تن بازرگان روسى كشته شدند و كالاهايشان كه در حدود 4 ميليون روبل بود به تاراج رفت . بعدها سرخاى خان و حاجى داود در رديف هواخواهان وفادار تركان عثمانى درآمدند . جنبش لزگىها سركوب شد ، اما به سال 1719 دوباره آغاز گرديد ؛ به سال 1721 لزگىها دوباره شماخى را گرفتند و به كشتار شيعيان پرداختند . به سال 1715 شورش كردان سنى آغاز گرديد و تا سالهاى بعد دنبال شد ؛ كردها چند بار شهر اصفهان را تهديد كردند . به سال 1717 عربهاى مسقط ، بحرين و جزاير ديگر خليج فارس را اشغال كردند و به كناره‌هاى جنوبى ايران هجوم بردند ، به سال 1717 كوچ‌نشينان شاهسون در مغان ، به سال 1720 لرها و به سال 1721 بلوچها قيام كردند . حاكم سيستان به نام ملك محمود به سال 1723 عليه شاه قيام كرد و مشهد را به تصرف درآورد . به سال 1722 در سيونيك ارمنىها به سركردگى داويد بيك قيام كردند و اين شورش تا سال 1731 ادامه داشت ، به سال 1722 مردم استان تحت الحمايه گرجستان خاورى قيام كردند . رهبر قيام‌كنندگان عليه شاه ايران ، فرمانرواى كارتلى ، و اختانگ 6 ، هواخواه روسها بود . او با نيرويش به سوى گنجه حمله كرد لزگىها را عقب زد و شهر را از محاصره نجات داد . در اين هنگام ارتش روس به مرزهاى ماوراء قفقاز شرقى وارد شد .

خيزش افغانان ، حملهء افغان و پيكار مردم ايران عليه استيلاى افغانان

مهمترين قيامهاى مردم زير استيلاى دولت صفوى ، قيام عشاير نيمه كوچ‌نشين و نيرومند غلزائى افغان بود كه به سال 1709 در استان قندهار آغاز گرديد . اين قيام به وسيله رؤساى عشاير و كلانتران شهر قندهار زير رهبرى ميرويس سازمان داده شد و با شعار پيكار سنيان عليه حكومت شيعه ، آغاز گرديد . قيام‌كنندگان قندهار را گرفتند ، بيگلربگى شاه ، گرگين خان را كشتند و افراد پادگان شاه را قتل‌عام كردند . ميرويس دو بار ( در سالهاى 1711 و 1712 ) ارتش شاه را كه براى سركوبى غلزائيان اعزام شده بود ، شكست داد . پس از مرگ ميرويس به سال 1715 ، برادر و جانشين‌اش مير عبد الله مىخواست با شاه سلطان حسين سازش كند ، اما غلزائيان اين حركت را خيانت پنداشتند . مير عبد الله كشته شد و پسر ميرويس يعنى
تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 283 | ا . آ . گرانتوسكى / م . آ . داندامايو / گ . آ . كاشلنكو / اى . پ . پتروشفسكى / ك . س . ايوانف / ل . ك . بلوى / كيخسرو كشاورزى