تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از زمان باستان تا امروز ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
مير محمود جاى او را گرفت . او همراه با اشراف عشاير به درون توده‌هاى عشاير غلزائى نفوذ و جنبش را كه سرشت آزادى ملى داشت به پيكار استيلاگرانه تبديل كرد . در اين هنگام در استان هرات به سال 1716 يكى ديگر از عشاير افغان سنى به نام ابدالى به‌پا خاست . به سال 1719 افراد اين عشاير ارتش شاه را شكست دادند و هرات را گرفتند . نابسامانى همگانىايكه در دستگاه حكومت شاه صفوى حكمفرما بود به مير محمود امكان داد تا به سال 1720 لشكركشى خود را به درون ايران آغاز كند ، اما اين لشكر كشى به ناكامى گرائيد . در پايان سال 1721 مير محمود به لشكركشى تازه‌اى ، از راه سيستان و كرمان ، به سوى اصفهان اقدام كرد . هجوم افغانهاى غلزائى از اين جهت به آسانى كامياب شد ، كه پس از مرگ شاه عباس اول شماره كادرهاى ارتش منظم و توپخانه دولت شاه به ميزان چشم‌گيرى كاهش يافت . افغانها كه به اصفهان نزديك شدند ، در 8 مارس 1722 ارتش شاه را در گلناباد حومه اصفهان به سختى شكست دادند ، شهرك ارمنىنشين جلفاى نو را تصرف كردند و از ارمنيان ساكن آنجا مبلغى در حدود 120 هزار تومان تاوان گرفتند و اصفهان را به محاصره درآوردند . پادگان اصفهان ، شهرنشينان و دهقانان روستاهاى حومه دليرانه در برابر افغانان پايدارى كردند . اما پايتخت پس از 7 ماه تحمل محاصره از زور گرسنگى و قحطى از پاى درآمد . تلاشهاى وارث تاج و تخت ، طهماسب ميرزا به منظور گردآورى نيرو از قزوين براى كمك به پايتخت بىنتيجه ماند . سرانجام شاه سلطان حسين پس از تلاشهاى ناكامانه براى مذاكره با افغانها در 22 اكتبر 1722 در اردوگاه مير محمود حضور يافت ، شهر و تاج و تخت سلطنت را به او تحويل داد . مير محمود با ارتشش وارد اصفهان شد و به تخت نشست و خود را شاهنشاه ايران اعلام داشت . اگرچه افغانان غلزائى قسمت مهمى از سرزمين‌هاى مركزى ايران ، ازجمله شهرهاى كاشان ، قم ، قزوين و غيره را به تصرف درآوردند ، اما وضع آنها در اين نقاط بسيار ناپايدار بود ، چون اعمال زور و انجام تاراج‌هاى ويرانگرانه افغانها پايدارى توده‌اى مردم ايران را به‌طوركلى عليه آنها برانگيخت . مثلا در قزوين سردار افغانى به نام امان الله خان در حدود 20 هزار تومان از مردم تاوان خواست و ضمنا آنها را مجبور كرد تا زيباترين دختران شهر را به افراد ارتش افغان تسليم كنند ، ارتش او تمام شهر را به باد تاراج گرفت . نخست دهقانان قزوين عليه افغانان به‌پا خاستند ، پس از آن بينوايان شهرى ، پيشه‌وران و حتى بازرگانان به شورش پيوستند . در ژانويه 1723 خيزندگان قسمتى از افغانان را قتل‌عام كردند و قسمت ديگر را از شهر بيرون راندند . در كاشان و خونسار و جاهاى ديگر همتاى چنين قيامى رويداد . شيخ على حزين كه در آنزمان مىزيست مىنويسد كه ضمن اين قيام « عوام الناس » يعنى دهقانان ، پيشه‌وران و قشرهاى متوسط شهرى كه داراى احساسات